مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٧٠
و تأخر زمانی.
اما در تقدم بالشرف مثل اینکه میگوییم «زید در علم مقدم بر عمرو است» شیخ اشراق میگوید: اینجا یا مجاز است، یا قبول میکنیم مشترک لفظی است. اگر از باب مجاز باشد احتمالا از این جهت است که معمولا در باب فضلها مردم این طور دیدهاند که دو نفر که در فضیلتی مثل علم با یکدیگر اشتراک دارند، در امور مادی این طور است که مثلا در مجالس، اعلم مقدم بر عالم حرکت میکند و این یعنی زمان بیرون رفتن اعلم مقدم است بر زمان بیرون رفتن عالم. خلاصه اصلا معنی اینکه میگوییم «زید در علم مقدم بر عمرو است» این است که زید از علم چیزی دارد که اگر بنا بشود این دو راه بروند زید جلوتر حرکت میکند. پس این هم برمیگردد به تقدم زمانی و تقدم زمانی را هم که گفتیم برمیگردد به تقدم بالطبع.
البته شیخ اشراق در این مورد اعتقادش جازم نبوده؛ چون این در مورد خسّتها هم به کار میرود. مثلا میگوییم «زید در جانی بودن مقدم بر عمرو است». لذا میگوید: اینجا را میگوییم: بنا بر اشتراک لفظی است.
بنابراین شیخ اشراق معتقد است اصل، تقدم بالطبع است، که تقدم جزء علت بر معلول است. تقدم بالطبع شامل تقدم بالعلیه که تقدم علت تامه است نیز میشود. تقدم بالزمان برمیگردد به تقدم بالطبع. تقدم بالرتبه و احیانا تقدم بالشرف هم برمیگردند به تقدم بالزمان. ولی شیخ اشراق در عین حال ملاک را نگفته، که اصلا خود تقدم چیست؟ و چون نگفته، علیالقاعده همان ملاکی را که شیخ گفته قبول دارد.
بعدا میرسیم به حرف مرحوم آخوند و ایرادهایی که میگیرد و میگوید همه این تقدم و تأخرها را نمیتوان به تقدم و تأخر بالطبع برگرداند. و بعد میرسیم به بیان آقای طباطبایی که میخواهند حرف شیخ را به کرسی بنشانند و تقدم بالزمان را تحت همان ضابطه و قاعده کلی در آورند.