مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٦٢
مشترک در یکی از این دو هست، در دیگری باشد ولی دیگری از این امر مشترک چیزی را داشته باشد که اولی ندارد، اینجا مفهوم تقدم و تأخر مصداق پیدا میکند. پس اینکه شیئی متقدم باشد و شیء دیگری متأخر، به این معناست که در مقایسه با یک امر مشترک، متقدم جلوتر از متأخر است. این بیانی بود که شیخ در اینجا کرده است.
اشکال: تعریف شیخ بر تقدم بالزمان صدق نمیکند
اینجا اشکالی به وجود آمده است و آن این است: این تعریف در بعضی از اقسام تقدم صادق نیست و آن تقدم بالزمان است که شاید معروفترین اقسام تقدم است. وقتی میگوییم «سعدی بر حافظ متقدم است و حافظ متأخر از سعدی است» آیا به این معناست که در اینجا امر مشترکی هست که هر چه از آن امر مشترک را حافظ دارد سعدی هم دارد، ولی سعدی از آن امر مشترک چیزی دارد که حافظ ندارد؟ آیا مثلا سعدی از زمان چیزی را دارد که حافظ ندارد؟ نه، این ]تعریف[ در اینجا معنی ندارد. سعدی در قسمتی از زمان قرار گرفته که اختصاص به خودش دارد و حافظ نیز در قسمتی از زمان قرار گرفته که اختصاص به خودش دارد. اگر زمان مطلق را در نظر بگیرید هر دو در آن مشترکند بدون اینکه یکی نسبت به دیگری اولویتی داشته باشد، و اگر زمان خاص را در نظر بگیرید آنچه را که متقدم از زمان خاص خودش دارد، متأخر چیزی از آن ندارد، و آنچه را که متأخر از زمان خاص خودش دارد متقدم چیزی از آن ندارد.
اینجاست که بعضی ادعا کردهاند که اصلا اطلاق تقدم و تأخر در این موارد متعدد ]یعنی در اقسام تقدم و تأخر[ به اشتراک لفظی است؛ یعنی مثلا در دو سه مورد از این موارد امر مشترکی وجود دارد، ولی در بعضی موارد دیگر اطلاق تقدم و تأخر یا مجاز و نوعی تشبیه است و یا اساسا به اشتراک لفظی است و هیچ وجه مشترکی در کار نیست. شاید کسی که این شبهه را طرح کرده شیخ اشراق باشد. مرحوم آخوند فعلا روی این اشکال پافشاری دارد و میگوید: این تعریف جامعی که برای تقدم و تأخر بیان شده، در مورد زمان صدق نمیکند.
نقل عبارتی مجمل از شیخ در شفا
آنوقت ایشان عبارتی از شیخ در شفا نقل میکند. شیخ عبارت مجملی در شفا دارد که