مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٠١
وضع عالم بوده است. این به هر حال یک مسأله است، ولی مسألهای که ایشان طرح کردهاند و مسأله اصلی آن است مسأله دیگری است و آن همین اصل کلی است که این مشخِصاتی که در اجسام هست معلول یک علتی باید باشند که خود آن علت، متشخص به این مشخِصات نیست و نمیتواند باشد، و لهذا آنجا که این مسأله را ذکر میکنند دیگر از مسأله جرم فلک اقصی خارج میشوند. بعد میگویند بنابراین ما باید یک موجود مجردی و یک مبدئی از ماورای عالم در نظر بگیریم که آن مبدأ ماورائی علت این مشخِصات است. بعد درباره مشخصات، حرفی را که همیشه گفتهاند تکرار میکنند که ما نباید مشخِصات را امری بیرون از وجود اشیاء در نظر بگیریم؛ در واقع به نحوه وجود اشیاء برمیگردد، لذا به صورت تردید مانندی میگویند تشخص و مشخِص یا عین وجود متشخص است یا از لوازم وجود آن ولی نه از قبیل لوازمی که آن لازم وجودی دارد و ملزوم وجودی، بلکه از آن نوع لوازمی که لازم از حاقّ ذات ملزوم انتزاع میشود و لهذا تخلل جعل بین ملزوم و لازم امکانپذیر نیست، همین طور که در سایر ملزومات و لوازم شما میگویید تخلل جعل میان ملزوم و لازم نمیشود، مثل زوجیت و اربعه.
آیا زوجیت که لازم اربعه است به این نحو است که جعل شده و قرار داده شده است زوجیت برای اربعه؟ نه. آیا اصل علیت در اینجا دخالت کرده است برای اینکه زوجیت را به اربعه بدهد آنچنان که قیام را به زید میدهد که یک محمول بالضمیمه است؟ یا نه، در باب جعل ثابت شده است که مناط جعل و علیت امکان است و هر جا که پای ضرورت یا امتناع به میان آمد این دو مناط استغنای از جعل است، منتها ضرورت را میگویند استغناء فوق جعل و امتناع را میگویند استغناء دون جعل. اگر اربعه چنین چیزی میبود که اربعه میتوانست در مرتبه ذات و هویت خودش چیزی باشد و بعد برای او امکان داشته باشد که اربعه اربعه باشد و زوج باشد و امکان داشته باشد که اربعه اربعه باشد و زوج نباشد، در آنجا که رابطه شیء و شیء دیگر، رابطه عارض و معروض رابطه امکانی است حتمآ نیاز به علیت و جعل است ولی آنجا که رابطه شیء و موضوع خودش، رابطه عارض و معروض رابطه استلزامی و لزومی است، در آنجا دیگر علیت معنی ندارد. همین جا باید توضیح دیگری بدهیم که مطلب برای جاهای دیگر به درد میخورد.