مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٨٨
باید بالفعل مؤخر باشد از امشب. فردا شبی که وجود خودش بالقوه است چگونه میتواند بالفعل مؤخر از امشب باشد؟! اما اگر بگویید «امشب بالقوه مقدم بر فردا شب است و فردا شب هم بالقوه مؤخر از امشب است» میپرسیم آیا به فعلیت میرسد؟ لابد میگویید «به فعلیت میرسد». فردا شب که شد، فردا شب مؤخر از امشب است بالفعل، آنوقت آیا امشبِ معدوم، مقدم است بالفعل بر فردا شبِ موجود؟!
توجه داشته باشید که اشکال این است که در باب زمان و زمانیات، مقدم و مؤخر غیر قابل اجتماعاند و در ظرفی که مقدم بالفعل است، مؤخر بالقوه است و در ظرفی که مؤخر بالفعل است مقدم معدوم است. از طرف دیگر تقدم و تأخر به حکم اینکه متضایفیناند باید معیت داشته باشند. پس مقدم و مؤخر به این اعتبار که زمانیاند نباید معیت داشته باشند و به این اعتبار که متضایفیناند باید معیت داشته باشند. چگونه میتوان جمع کرد میان معیتی که لازمه تضایف بین تقدم و تأخر است، و لا معیتی که ذات تقدم و تأخر اقتضا میکند؟
اگر تقدم و تأخر دو صفت ذهنی بودند، یعنی اوصاف اشیاء بودند به حسب وجود اشیاء در ذهن، معقول ثانی منطقی میشدند و اشکالی نبود. ولی اینها اوصافی هستند به حسب حال شیء در خارج. اگرچه این اوصاف، وجودی غیر از موصوفاتشان ندارند، ولی این اوصاف اوصافی هستند به حسب احوال اشیاء در خارج؛ یعنی اگر میگوییم «دیروز مقدم است بر امروز» نمیخواهیم بگوییم در ذهن مقدم است، بلکه میخواهیم بگوییم دیروز در خارج متصف به صفت تقدم بر امروز است. این صفت صفت عینی است. از یک طرف به حکم اینکه مقدم و مؤخرْ زمانی هستند، غیر قابل اجتماعاند، و از طرف دیگر به حکم اینکه تقدم و تأخر متضایفین هستند، از یکدیگر جداییناپذیرند.
راه حل مرحوم آخوند
راه حلی که در اینجا به نظر مرحوم آخوند آمده است این است: زمان، واحد متصل است و در عین اینکه وحدت اتصالی دارد منشأ انتزاع کثرت است؛ یعنی در اینجا وحدتی در عین کثرت و کثرتی در عین وحدت وجود دارد. در اینجا اتصال عین افتراق و افتراق عین اتصال است. زمان به یک اعتبار چون متصل واحد است، مِن