مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٢٢
انصاف باشند میگویند: این نظریات قابل تحقیق نیست؛ چون نمیشود آنها را در عمل پیاده کرد. مثلا این که «آیا خدا هست یا نیست؟» چون در عمل قابل آزمایش نیست پس قابل تحقیق نیست.
عده دیگری که این قدر هم انصاف نداشته باشند میگویند: هر چه که در عمل قابل آزمایش نباشد اصلا باطل است و وجود ندارد.
اشکال بزرگ این نظریه
این منطق و نظریه یک اشکال بزرگ و لاینحل دارد. ما این اشکال را بیست و چند سال پیش در اصول فلسفه ذکر کردیم و در کتابی هم که چند سالی است از برتراند راسل چاپ شده ، دیدم که او هم وجود چنین اشکالی را تصدیق کرده است. اشکال این است: حتی نتیجه عملی هم دلیل بر صحت فرضیه نیست، و به عبارت دیگر : ارزش عملی یک فرضیه دلیل بر ارزش نظری آن نیست؛ چون[١] ممکن است امری
لازمه چند ملزوم (به اصطلاح خودمان: لازم أعم) باشد. مثلا «د» هم لازمه «ج» است، هم لازمه «ب» و هم لازمه «الف»؛ یعنی اگر «ج» وجود داشته باشد «د» حتما وجود دارد، اگر «ب» هم وجود داشته باشد باز «د» وجود پیدا میکند، و اگر «الف» هم وجود داشته باشد باز «د» وجود پیدا میکند. حال اگر کسی بگوید «من در عمل دیدهام که «د» در خارج تحقق دارد و چون اگر «ج» وجود داشته باشد حتما «د» در خارج تحقق پیدا میکند، پس «ج» وجود دارد» میگوییم این حرف باطل است، چون «د» لازم اعم است و ممکن است «د» که وجود پیدا کرده، به دلیل وجود «ج» نباشد، بلکه به دلیل وجود «ب» یا «الف» باشد.
راسل این مطلب را به این بیان ذکر میکند: اگر فرضیهای داشتیم و در عمل نتیجه داد، آنوقت میتوانیم مطمئن باشیم این فرضیه درست است که مطمئن باشیم هیچ فرضیه دیگری در اینجا وجود ندارد که آن فرضیه هم بتواند در عمل درست دربیاید. اگر فرضیه منحصر باشد و مطمئن باشیم فرضیهای غیر از این فرضیه وجود ندارد، و نتیجه عملی هم بدهد، این، دلیل بر صحت این فرضیه است. ولی وقتی که ما مطمئن نباشیم که فرضیه دیگری که به همین نتیجه منتهی شود وجود ندارد و ممکن
[١] . من مطلب را با بيانی كه با منطق ما مناسب است عرض میكنم.