مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠٥
طرف دیگر. ایشان طبق تحقیقی که در باب رابطه علت با معلول کردهاند میفرمایند «معلول هیچ هویتی جز تعلق و اضافه به علت ندارد» و اسم آن را «اضافه اشراقیه» میگذارند. این از نفایس فرمایشات مرحوم آخوند است. وقتی که اصالت از آنِ وجود باشد و جاعلیت و مجعولیت از وجود باشد و وجود مجعول عین ارتباط و اضافه به علت باشد، وجود علت مقوّم وجود معلول است. این مقوم با مقومی که در باب ماهیات مطرح است که میگوییم «جنس و فصل مقوم نوع هستند» فرق میکند؛ آنجا جزء و کل است، ولی اینجا جزء و کل نیست. اینجا یک شکل خیلی دقیق و رقیقی دارد. وقتی که هویت یک شیء عین اضافه شد، در اضافه، مضافٌ الیه بر خود اضافه تقدم دارد؛ یعنی اصلا اضافه اضافه است به مضافٌ الیه و اگر از مضافٌ الیه قطع نظر کنیم ]اضافه[ عدم محض است؛ یعنی قطع نظر از علت، معلول عدم محض است.
آن وقت اینجا مطلب این طور میشود: هر معلولی وجودش مؤخر از وجود علت است. حال اگر حدوث را به معنی مسبوقیت وجود شیء به غیر بگیریم، قضیه خیلی واضح است. هر معلولی ولو قدیم زمانی باشد، وجودش مسبوق به وجود علتش میباشد. بنابراین حدوث ذاتی به این معنا درست میشود.
اما مرحوم آخوند میخواهد مطلب بالاتری بگوید. میفرماید: حتی اگر حدوث را به معنی مسبوقیت وجود شیء به عدمش بگیریم ]حدوث ذاتی درست میشود، منتها[ بحث را از باب ماهیت بیاورید به باب واقعیت و حقیقت که باب وجود است. وقتی که بحث را در باب وجود بیاوریم این گونه میشود که هر وجود معلولی فاقر الذات است؛ یعنی اگر نظر به ذات اضافه کنیم قطع نظر از علت، عدم محض است؛ یعنی اصلا بدون علت قابل تصور نیست، چون علت مقوم آن است. آن وقت مطلب چیز دیگری میشود و آن این است: هر وجود معلولی بما أنّه اضافةٌ (یعنی قطع نظر از مضافٌ الیه) عدم مطلق است، ولی با نظر به مضافٌ الیه (یعنی علت) حق است. پس ما من ذات الوجود، لیسیت است و ما من غیره (یعنی من علته) أیسیت است.
پس همان حرفی که شیخ گفته، در اینجا صادق است، منتها شیخ میخواهد مطلب را بر حساب ماهیت جور کند، آنوقت دچار اشکال میشود. (البته مرحوم آخوند میخواهد این اشکالات را هم حل کند.) ما بحث را روی وجود ممکن