مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠٩
وجد بعلتها. این لیسیت، تقدم بر این أیسیت دارد.
اشکال: سلب وجود و عدم از مرتبه ذات، مستلزم ارتفاع نقیضین است
در ضمن این بحث، ایشان به اشکال دیگری هم پاسخ میگویند: اشکال این است : شما میگویید «ماهیت در مرتبه ذاتش نه موجود است و نه معدوم» در حالی که این، ارتفاع نقیضین است.
جواب
مرحوم آخوند در جواب میگویند: این ارتفاع نقیضین نیست. نقیضُ کلِّ شی رفعُه. پس نقیض مقید، رفع این مقید است، نه رفعی که خودِ این رفع، مقید باشد. به عبارت دیگر: نقیض مقید، رفع مقید است، نه الرفعُ المقید. میان اثباتُ المقید و الرفع المقید تناقض نیست، بلکه تضاد است و چون تضاد است اجتماعشان محال است ولی ارتفاعشان محال نیست. بله، میان الوجود المقید و رفع ذلک الوجود المقید تناقض است. مثلا نقیض «قیام زید در روز جمعه» عدم این قیام است؛ یعنی عدم قیام زید که در روز جمعه است، که همه قیود به قیام میخورد. اما میان «قیامٌ زیدٍ یومَ الجمعة» و «عدم القیام الذی هذا العدم فی یوم الجمعة» تناقض نیست، بلکه تضاد است. اگر «زیدٌ قائمٌ یومَ الجمعة» را به نحو سلب تحصیلی سلب کنیم، میشود نقیضش و در اینجا ارتفاع و اجتماع، هر دو محال است. اما اگر در سلب «زید قائم یوم الجمعه» قید را به عدم برگردانید و بگویید «زیدٌ لیس بقائمٍ فی یوم الجمعة» این دو، اجتماعشان محال است ولی ارتفاعشان ممکن است؛ چون «زیدٌ لیس بقائمٍ فی یوم الجمعة» در حکم معدوله است و خود عدم در اینجا حکم محمول را پیدا میکند. وقتی چنین شد باید زیدی باشد تا چنین عدمی برایش ثابت گردد و اگر زیدی نباشد نه «زیدٌ قائم یومَ الجمعة» صادق است و نه «زیدٌ متصفٌ بأنّه لیس بقائم».
حال نقیض «لیست الماهیة موجودة فی مرتبة ذاتها» چیست؟ نقیض آن «الماهیة موجودةٌ فی مرتبة ذاتها» است و به عبارت دیگر: نقیض آن «لیست الماهیة لیست موجودة فی مرتبة ذاتها» است. اما اگر بگویید «لیست الماهیة موجودة فی مرتبة ذاتها» و بعد بگویید «لیست الماهیة معدومة فی مرتبة ذاتها»، از طرفی وجود مقید را سلب کردهاید و از طرف دیگر عدم مقید را، و این دو با یکدیگر تناقض