مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧٢
تمام ذات قدیم باشد. و این خلاف مفروض است چون بحث ما در صورت متجدد بالذات است که از ازل تا ابد کشیده شده است.
بر این شق ایراد دیگری هم وارد است که مرحوم آخوند ذکر نکردهاند و خوب بود ذکر میکردند ولی حاجی به آن اشاره کردهاند و آن این است: در اینجا لازم میآید ماده قدیم باشد و حال آنکه ادعای شما این است که بنا بر حرکت جوهریه قدیمی ]در عالم طبیعت [وجود ندارد.
توضیح اینکه: اگر شما قائل به این شق بشوید عالم را تقسیم کردهاید به ماده که قدیم است و هیچ حیثیت حدوثی در آن نیست، و صورت جوهری که از حیثی قدیم است و از حیثی حادث بلکه حیثیت قِدم در او همان حیثیت تجدد بالذاتِ دائم و مستمر است[١] ، و حال آنکه همه سخن شما این است که عالم طبیعت به جمیع اجزاء و ذراتش متغیر و متحرک و حادث است و هیچ قدیم و ثابتی در طبیعت وجود ندارد و هرچه که در طبیعت هست از حاقّ ذات او حرکت انتزاع میشود.
اما اگر بگویید «ماده قابله قدیم است ولی احتیاج به سلسله شرایطی دارد که تدریجا حادث میشوند و متعاقب یکدیگرند»، میگوییم اولا شما میخواهید حدوث حادثهای عَرَض را تعلیل کنید به حدوث ذاتی صورت جوهریه که متغیر و متجدد بالذات است، ولی اگر خود صورت جوهریه در حدوثش نیازمند به یک سلسله حادثهای متعاقب باشد ما نقل کلام میکنیم به خود این حادثها و میگوییم «خود این حادثهای متعاقبه چگونه به وجود آمدند؟ آیا علت آنها حادث است یا قدیم؟». و ثانیا باز لازم میآید که ماده قدیم باشد و حال آنکه بنا بر حرکت جوهریه اصلا قدیمی در عالم ]طبیعت[ نداریم.
خلاصه اشکال طرح شده
خلاصه اشکالی که بیان شد این است: شما قائل هستید که صور و هویات جوهریه[٢] متجدد بالذات هستند و همین صورت جوهریه متجدده بالذات رابط میان حادث و قدیم است. میگوییم: صورت بلاماده است یا معالماده؟ اگر صورت بلاماده باشد
[١] . به تعبير ديگر: در اين صورت عالم تقسيم میشود به يك امر ثابت و غيرمتحرك كه ماده عالم باشد،و يك امر متحرك بالذات كه صورت باشد.
[٢] . اصلا هويت جوهر به صورتش است، شيئية الشیء بصورته لا بمادّته.