مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٥٧
اینها متفق بودند در سومی هم متفقاند و اگر در یکی متفق بودند و در دومی به نسبت معین اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت اختلاف دارند. ما این را قبول کردیم، ولی آنچه شما در مقام مثال آوردید این نیست. شما در مقام مثال گفتید: «اگر دو حرکت مسافتشان یکی باشد» و بعد نگفتید در زمان یا سرعت به نسبت معین اختلاف داشته باشند، بلکه امر چهارمی را بیان کردید که همان معاوق بود. معاوق جزء ثلاثه متناسبه نیست. آنچه شما در مقدمه گفتید ـکه مقدمه درستی هم بود ـ این بود که «اگر دو حرکت در یکی از این ثلاثه متناسبه متفق بودند و در دومی اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت اختلاف دارند» ولی در مثال گفتید «این دو حرکت در مسافت اتحاد دارند» و بعد به جای اینکه زمان یا سرعت را به عنوان آنچه در آن اختلاف دارند بیاورید، معاوق را در کار آوردید و گفتید « اینها (یعنی جسم ب و جسم ج) در معاوقت با یکدیگر اختلاف دارند». این چه ربطی دارد به اینکه جسم «ج» با جسم «الف» که اصلا معاوق ندارد، یکی از آب در بیایند؟! جسم «الف» و جسم «ب» مسافت واحدی را در دو زمان طی کردهاند، یکی در یک ثانیه طی کرده و دیگری در ده ثانیه. نتیجه این است: پس سرعت اینها هم به همین نسبت است؛ یعنی سرعت عدیم المیل ده برابر سرعت ذیالمعاوق است. خوب، این حرف درستی است که به حرف شما ارتباط ندارد. شما در تناسب دوم میگویید : ذیالمعاوق القوی مسافتی را در یک ثانیه طی کرده و ذی المعاوق الضعیف همان مسافت را در ده ثانیه طی کرده است. اتفاقشان در مسافت است و اختلافشان در معاوقت. اشکال این است: معاوقت جزء ثلاثه متناسبه نیست.
توجه داشته باشید که مدعا این است که سرعت و بطو فقط و فقط به معاوقت بستگی دارد و اگر معاوقی نباشد سرعت، غیر متناهی است؛ یعنی میخواهیم ثابت کنیم که حد معین از سرعت و بطو به معاوقت بستگی دارد. اگر بخواهیم با این براهین این مطلب را ثابت کنیم، تا اینجا که فعلا رسیدهایم میگوییم این براهین قابل مناقشه است؛ البته نمیخواهیم بگوییم این مناقشهها باز قابل مناقشه نیست، ما فعلا فقط مناقشهها را ذکر میکنیم.
شکوک و إزاحاتٌ
خود مرحوم آخوند اینجا تحت عنوان «شکوک و إزاحاتٌ» اشکالاتی را که بر این