مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٥٤
این جسم متحرک نیست و مِن شأنه أن یتحرک؛ فهو متصف بأنه لایتحرک. در واقع اینجا هم سلب است. وقتی میخواهیم بگوییم «له شأن أن یتحرک و لیس له فعلیة التحرک» با کلمه سکون تعبیر میکنیم و میگوییم: هو ساکن.
پس سکون، به این معنا یک امر زمانی است. این است که شیخ میگوید : «سکون، عدم است و فعل و امر وجودی نیست، ولی در عین حال امری زمانی است». عبارت «و لیس مما لاینقسم بالزمان» یعنی سکون امری است که به تبع زمان منقسم میشود؛ میگوییم: «یک ساعت سکون» یا «یک دقیقه سکون».
شیخ در ادامه فرموده: و ذلک الزمان قد وجد عن قوة أخری هی فاعلة للحرکة. فلیس یصدر عن قوة الأرض بالسکون فعل... یعنی: و آن «زمان» که سکون به تبع آن منقسم میشود، از قوه دیگری وجود پیدا کرده ـ نه قوه زمین ـ که فاعل حرکت است. حالا شیخ خواسته این را برهان قرار بدهد بر اینکه از قوه زمین به واسطه سکون، فعل صادر نشده؛ یعنی سکون نمیتواند یک فعل باشد، چرا؟ گفته: زمان از قوه دیگری پیدا شده که فاعل حرکت است. میخواهد بگوید زمان صفت حرکت است و حرکت از قوهای پیدا میشود که غیر از قوه زمین است؛ ]یعنی آن[ اموری که در عالم حرکت میکنند. (البته امثال شیخ زمان را فقط از حرکت فلک میدانستند.) پس زمان از قوه دیگری پیدا میشود که آن قوه مبدأ حرکت است[١] . پس دانستیم که
سکون، عدمی است و همین سکون عدمی به تبع زمان منقسم میشود. بعد گفت: این زمان از قوه دیگری غیر از قوه زمین پیدا شده است که همان قوه فلک است؛ یعنی قوه فلک علت حرکت بوده و زمان هم از آن پیدا شده.
این عبارت «فلیس یصدر عن قوة الارض بالسکون فعل» یعنی: فلیس السکون فعلا. آنوقت عبارت «و إلا لو صدر فعل...» یعنی: لو کان الصادر ـ و هو السکون ـ فعلا. پس معنی این عبارت که عبارت پیچیدهای است، معلوم شد. کأنّه فرموده: و إلا لو کان الصادر ـو هو السکون ـ فعلا کان کونه غیر متناه لا عن تلک القوة، بل بسبب قوة أخری تفعل الزمان الغیر المتناهی الذی به یکون السکون غیرمتناه.
خلاصه حرف شیخ این است که متناهی و نامتناهی بودن از زمان پیدا میشود؛ غیرمتناهی عدّی یعنی عدد غیرمتناهی در زمان غیرمتناهی، و غیرمتناهی مدّی هم
[١] . همان حركتی كه ضد سكون است.