مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٦٧
نباید هم در چنین مقامی ذکر شود، چون ربطی به فلسفه و کلام ندارد، اما حق این بود که معنی دوم که مورد قبول فلاسفه نیست ذکر میشد تا مطلب روشن شود.
معنای اوّلی که مرحوم آخوند برای «آن» ذکر کردهاند
همان طور که گفتیم، مرحوم آخوند در اینجا دو معنی برای «آن» ذکر کردهاند: یکی «آن» به معنایی که متفرع بر زمان است و دیگری «آن» به معنایی که زمان متفرع بر آن است. ایشان اول به بیان «آن» به معنایی که متفرع بر زمان است و فلاسفه آن را قبول دارند، میپردازد.
فلاسفه وجود زمان را به عنوان امری ممتد قبول دارند[١] . حال که زمان امری ممتد است، مثل هر امر ممتد دیگر[٢] کمیت است و چون کمیت است قابل انقسام است. خاصیت کمیت قابلیت برای انقسام است و اصلا کمیت را به قابلیت برای انقسام تعریف میکنند. قابلیت برای انقسام به دو نحو است: یکی به این معنا که نه فقط قابلیت محض است، بلکه منقسم بالفعل است، مثل اعداد؛ و دیگر قابلیت انقسام به این معنا که فقط قابلیت انقسام دارد. مقادیر ـ از جمله زمان ـ از این قبیلند.
سه نوع انقسام
مطلب دیگر اینکه: انقسام به سه نحو قابل فرض است؛ اول: انقسام فکی. انقسام فکی یعنی اینکه یک شیء ذی مقدار ـ کمیت یا متکمّم ـ در عالم عین، دو پاره و دوتکه شود؛ مثل اینکه یک جسم را که الآن دارای امتداد معین است دو قسمت کنیم، یا یک خط را ببُریم و به صورت دو خط در بیاوریم. انقسام فکی در ماده وجود دارد یعنی به تبع جسم موجود است. چون جسم قابلیت برای انقسام دارد، هر چیزی هم که قائم به ابعاد جسم باشد این طور است.
[١] . حال اعم از اينكه برای زمان وجود عينی قائل باشند، يعنی مثل مرحوم آخوند قائل به حركت قطعيهباشند، و يا مانند شيخ و اتباعش حركت قطعيه را امری ذهنی بدانند و موجود بودن زمان را به معنـیوجود منشـأ انتزاعش بدانند و خود زمان را امری خيالی و ذهنی بدانند؛ گروه دوم زمان را به صورتامری ممتد، امری ذهنی میدانند. (حرفهای شيخ در اين مقام مقداری اضطراب دارد.) به هرحالفلاسفه زمان را امری ممتد میدانند.
[٢] . مثل جسم تعليمی و سطح و خط.