مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١١
قائل به اصالت وجود است معتقد است که اجتماع طبایع و ماهیات متعدد در وجود واحد مانعی ندارد[١] (یعنی مانعی ندارد که شئ واحد در آنِ واحد مصداق دو ماهیت مختلف باشد[٢] )؛ میگوید: وقتی که بر این سنگ ضربهای وارد میکنیم این سنگ در حالی که طبیعت خودش را دارد، طبیعتش به طبیعت دیگری متحول و متغیر شده است و در این حال دو طبیعت دارد. مثلا اگر ما قائل شویم که شئ باید طبیعت هوا یا آتش یا طبیعت پنجمی پیدا کند تا به بالا برود، میگوییم: وقتی به این سنگ ضربه وارد میکنیم در همان حال که سنگ است آن طبیعتِ دیگر را هم پیدا میکند.
اشکال مرحوم آخوند به شیخ
آنوقت مرحوم آخوند به شیخ ایراد میگیرد و میگوید: ما از شما که میگویید «در اینجا منشأ حرکت، میل است» میپرسیم: این میل از کجا پیدا شد؟ اگر بگویید «منشأ میل، همان قاسر است» میگوییم: پس اشکال عود میکند؛ چون ما میگوییم : قاسر که از بین رفت باید میل هم از بین برود، در حالی که در اینجا قاسر از بین میرود ولی میل که یک کیفیت است ادامه دارد. ناچار شما باید در حرکتهای قسری هم، میلها را به خود طبیعت مستند کنید و بگویید: این، طبیعت است که موجود و باقی است وآنآ فآنآ ]حرکت را ایجاد میکند [و همان طور که میلهای طبیعی به خود طبیعت مستند است میلهای قسری هم به خود طبیعت مستند است. وقتی شما ضربهای بر یک سنگ وارد میکنید این ضربه بی نقش نیست و نقش اساسی هم دارد، نقشش این است که به نوعی طبیعت و جوهر این سنگ را تغییر میدهد. حال گاهی این ضربه خفیف است و نیرو ندارد که طبیعت این سنگ را آنقدر عوض کند که طبیعت مقسور بر طبیعت اصلی غالب شود، در اینجا این سنگ بالا نمیرود. ولی اگر ضربه را شدید وارد کنید، به هر درجه که این ضربه شدیدتر باشد این طبیعت
[١] . در مباحث حركت جوهريه اين مطلب را بيان كرديم و بعدا در مباحث اتحاد عاقل و معقول هم بيانخواهيم كرد.
[٢] . يعنی میگويد: مانعی ندارد كه يك شیء در همان حال كه آهن است آتش يا طلا هم باشد؛ البته اينكه میگويد «طلا هم باشد» به اين معناست كه آنچه كه به خصوصيتهای ماهوی طلا مربوط است دراين هم صدق كند. اين مطلبی است كه بايد به تفصيل در جای ديگر ذكر كنيم.