مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٣٧
مطلب در محل بحث ما جاری است.
مسأله تقدیر حرکت با زمان
اما مسأله تقدیر و اندازهگیری زمان و حرکت به یکدیگر. این مسأله تقریبا مسأله واضحی است. میتوانیم همین بحث علیت را در اینجا هم بیاوریم. بیان سادهاش این است که اگر بگوییم «زمان علت تقدیر حرکت است» به این جهت است که گفتیم فرق حرکت و زمان فرق مبهم و متعین است و حرکت را وقتی بماهو بدون اندازهاش در نظر بگیریم اسمش حرکت است و وقتی متعین در نظر بگیریم اسمش زمان است، پس معلوم است که حرکت با مقدار خودش متقدر میشود. عین همان مثال جسم و بیاض اینجا هم میآید. هر متقدری علت وجود مقدارش است و مقدارش علت اتصاف آن به این تقدر است.
این است که گاهی حرکت را با زمان اندازهگیری میکنند و امروزه این مطلب بیشتر از قدیم معمول شده. میپرسیم: از قم تا تهران چقدر راه است؟ نمیگوید صد و چهل کیلومتر، بلکه میگوید دو ساعت، در حالی که ما نپرسیدیم «زمان حرکت چقدر است؟». این از این باب است که قبلا در ذهنِ طرف مشخص است که اتومبیل طبق معمول مثلا هفتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند. پس وقتی که میپرسیم : «چقدر راه است؟» میگوید: دو ساعت. با زمان نه فقط حرکت را بیان کرده بلکه مقدار مسافت را هم بیان کرده؛ همین قدر که گفت «دو ساعت» میگوییم: لابد ]مسافت[ حدود صد و پنجاه کیلومتر است.
مسأله تقدیر زمان با حرکت
عکس قضیه هم هست. گاهی با حرکتْ مقدار زمان را بیان میکنند. میپرسیم : چقدر طول کشید؟ میگوید: یک آب خوردن. آب خوردن یک انسان، خودش یک حرکت و جریان است. این جریان مقدار زمانش مشخص است که مثلا سه ثانیه طول میکشد. وقتی مثلا میپرسیم: «چشمت که در آسمان به ماه افتاد، چه مدت آن را میدیدی؟» میگوید: به قدر یک آب خوردن. اینجا با حرکت، یک زمان را ارائه میدهد. یا میپرسیم: چقدر طول کشید؟ میگوید: به اندازه رمیة رامٍ؛ یعنی به اندازه یک تیر که رها بشود و به زمین بنشیند. در اینجا هم با حرکت، زمان بیان شده است؛