مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٦
رفته است که در این ٢ ساعت ٧٠ کیلومتر را طی کرده است؛ یعنی با سرعت دیگر ولی در همان امکان. امکان یعنی بینالحدین در هر دو یکی است، مسافت تغییر کرده سرعت هم تغییر کرده.
مثال سوم: دو حرکت با یک سرعت را در نظر میگیریم ولی دو حرکتی که با هم شروع نمیشوند. اتومبیل اول ساعت ١٢ از تهران حرکت میکند و ساعت ٢ بعد از ظهر به قم میرسد. دومی ساعت ١ بعد از ظهر از تهران حرکت میکند و ساعت ٢ ]به نیمه راه [میرسد. این دو دارای یک سرعت هستند ولی اولی در یک ساعت حرکت کرده که دومی حرکت نکرده و دومی در اول ساعت دوم حرکت کرده است. پس اتومبیل دوم نصف مسافت را در نصف امکان اولی گذرانده است نه در تمام آن، یعنی نیمی از آن امکان اولی را ساکن بوده و حرکت نداشته. ولی آن امکان اولی به هر حال وجود داشته، یعنی الآن ما میگوییم که اتومبیل دوم در نیمی از آن امکان حرکت نداشت در نیم دیگر حرکت داشت. از اینجا ما چه میفهمیم؟ غیر از مسأله اختلاف این امکان با مسافت، میفهیمم که این امکان عین حرکت نیست، برای اینکه نیمی از این امکان وجود داشته ولی اتومبیل دوم حرکت نداشته. در نیم اول آن امکان این اتومبیل ساکن بوده است، یعنی سکونش منطبق است بر نیمی از آن امکان نه حرکتش.
میگویند از اینجا میفهمیم که «انّ فی الوجود کونآ مقداریآ فیه امکان وقوع الحرکات المختلفة أو المتفقة غیر مقدار الاجسام و نهایاتها» از اینجا ما کشف میکنیم وجود یک وجود مقداری یعنی وجود یک مقدار را در عالم غیر از مقادیر اجسام، یک مقدار غیر قارّالذاتی که مقدار اجسام قارّالذات است.
نکتهای درباره حاشیه علامه طباطبایی
حال تفاوت این بیان با بیان اولی که ما کردیم چه بود؟به نظر نمیرسد تفاوتی باشد ولی تفاوت است. به نظر من ایرادی اگر بر حاشیه آقا[١] هست همین جهت است. ایشان این بیان دوم را عین بیان اول گرفتهاند و لهذا در حاشیه نوشتهاند که این خود دلیل است بر اینکه زمان به تعدد حرکات متعدد میشود. من کار ندارم که این بیان
[١] . [علامه طباطبايی (ره).]