مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٤٠
بوده است و در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد. اگر این طور باشد، عالم دائما در حال تجدید ساختمان است؛ یعنی امکان ندارد یک سلسله قوای موجود همیشه به یک حال باشند و همیشه هم عالم را اداره کنند. پس اگر فرض کنیم عالم وجود مستمری دارد، همیشه نیاز به تجدید وجود و تجدید قوا از ماورای خود داشته و خواهد داشت[١] .
حالت دوم این است که باید برای عالم یک مدت محدودی در گذشته قائل شویم و نیز یک مدت محدودی در آینده؛ یعنی باید بگوییم یک سلسله قوای متناهیالتأثیر در یک آنِ معین به وجود آمده و این قوا مدتی در عالم عملکرد دارند و بعد تمام میشوند؛ یعنی لااقل ـ با قطع نظر از مسأله حرکت جوهریه ـ عالم به یک صورت رکود و انجماد مطلق فرو میرود و هیچ حرکتی در ماده و هیچ جنبشی در عالم نخواهد بود و هیچ تازهای در عالم به وجود نخواهد آمد. تازه، این هم بر این فرض است که عالم به این مقدار هم قابل موجود بودن باشد.
به هرحال این بحث، بحث جالب، خوب و مهمی است.
بر این مطلب برهانی اقامه کردند که ما آن را در جلسه قبل تقریر کردیم، ولی بعدا باید بیشتر به این برهان رسیدگی کنیم و بعد هم ببینیم آیا برهان دیگری میتوان اقامه کرد.
خلاصه برهان این بود: اگر قوای جسمانی غیرمتناهیالتأثیر باشند لازم میآید که تأثیر کل یک قوه و تأثیر جزئش علیالسویه باشند. شما قوهای مثل قوه مغناطیس را در نظر بگیرید. فلز مغناطیس دارای قوه خاصی است که آهنها را به سوی خودش جذب میکند. گفتیم که این قوه به این اعتبار که جسمانی و مادی است، قهرا به اعتبار محلی که در آن حلول کرده متقدّر میشود؛ یعنی نصف این جسم نصف این قوه را دارد و ثلثش ثلث این قوه را دارد. بعد گفتند اگر قوهای از نظر عدد غیرمتناهیالتأثیر باشد (یعنی بتواند کارهای متعدد غیرمتناهی بکند، که لازمهاش زمان غیرمتناهی است) یا یک کار و حرکت ممتد غیرمتناهی ایجاد کند، لازمهاش این است که کل با جزئش، از نظر اثر مساوی باشند و حال آنکه هرجا پای
[١] . از اين بالاتر: طبق حركت جوهری جهان دائما در حال تجديد است. البته اين، بحث جداگانهایاست و ما فعلا روی مبنای ديگران بحث میكنيم.