مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٢٥
کونی نمیتواند وجود دفعی داشته باشد. قهرا فساد هم که عدم کون است، به این دلیل که هر چیزی که وجودش تدریجی است عدمش هم تدریجی است، تدریجی است.
برهانی بر حرکت جوهریه
در اینجا اگر ایشان تنها به همان براهینی که در گذشته در باب حرکت جوهریه گفتهاند احاله میکردند کافی بود، ولی یک برهان علیحده اقامه میکنند که شایسته است این برهان مستقلا برهانی بر حرکت جوهریه قرار داده شود. اگر یادتان باشد ما هم در باب حرکت جوهریه براهینی علاوه بر آنچه که مرحوم آخوند در آنجا ذکر کرده بودند ذکر کردیم، منتها گفتیم این براهین هم در لابهلای کلمات مرحوم آخوند در جاهای دیگر هست. یکی از آن براهین همین برهان بود و در آنجا گفتیم که آقای طباطبایی در نوشتههایشان همیشه روی این برهان تکیه میکنند، البته با یک تفاوتی که میان بیان آقای طباطبایی و بیان مرحوم آخوند هست.
مرحوم آخوند در اینجا برهان اقامه میکند بر اینکه کون و فساد محال است. اگر کون و فساد محال باشد، یعنی اگر تغییر دفعی (وجود دفعی و عدم دفعی) در جوهر محال باشد، امر دائر است میان اینکه جوهرها هیچ تغییری در عالم نپذیرند، که خلاف ضرورت است، و اینکه تغییرشان تدریجی باشد، یعنی حرکت باشد.
حال چرا کون و فساد محال است؟ میفرماید: برای اینکه معنای کون و فساد این است که ماده (هیولای اولی) صورتی را که دارد، رها میکند و صورت دیگر میگیرد؛ مثل اینکه لباسی را بکند و لباس دیگر بپوشد.
از طرف دیگر همه قبول دارند که تعری هیولی از صورت محال است؛ یعنی ممتنع است ماده بلاصورت در عالم وجود داشته باشد. مادهای که فیلسوف میشناسد آنقدر ابهام دارد که نمیتواند موجود باشد مگر در ضمن یک صورت؛ مثل جنس، که هیچ جنسی نمیتواند موجود باشد مگر با فصل. الجنس مغمور بکل الأوعیة. جنسْ آن است که همیشه یکی از این فصول است؛ یعنی چیزی که واقعیتش این است که یا این است یا این است یا...؛ محال است جنس، چیزی غیر از اینها باشد. مثل مفهوم عدد که جنس کل اعداد است. ١ عدد است، ٢ عدد است، ٣ عدد است، ٤ عدد است،... . خود عدد جنس است. عدد آن چیزی است که یا ١ است