مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٦١
حقیقت و واقعیت و ماهیتی است که تحقق و وجود پیدا کرده است[١] . اما حدوث رنگ چطور؟ آیا در عالم دو چیز و دو ماهیت وجود پیدا میکند: یکی ماهیت رنگ و دیگری ماهیت حدوث رنگ؟ نه، حدوث وجود دارد ولی وجود انتزاعی؛ یعنی موجود است به وجود منشأ انتزاع، نه اینکه حدوث هم در مقابل حادث حقیقتی باشد و وجودی مستقل داشته باشد. اگر حدوث هم بخواهد وجودی مستقل داشته باشد نقل کلام میکنیم به وجود حدوث و میگوییم: چون هر موجودی یا حادث است یا قدیم، پس این حدوث هم باید یا حادث باشد یا قدیم، ولی نمیتواند قدیم باشد، چون محال است حادث در این زمان باشد و حدوثش از ازل باشد، و نیز نمیتواند حادث باشد، چون اگر حادث باشد و فرض این است که هر حدوثی حادث است، باز این حدوثِ حدوث هم باید حدوث دیگری داشته باشد و همچنین هر حدوثی حدوث دیگری الی غیرالنهایه؛ یعنی باید فرض کنیم یک شیء که حادث میشود اشیاء غیرمتناهی وجود پیدا میکند، و این خلاف بداهت عقل است.
این است که اگر بگوییم: «حدوث در خارج وجود دارد» و مقصودمان این باشد که منشأ انتزاعش وجود دارد، درست گفتهایم، و نیز اگر بگوییم «وجود ندارد» و مقصودمان این باشد که مستقل از منشأ انتزاعش وجود ندارد، باز هم درست گفتهایم.
در باب حرکت هم همین طور است؛ شیء متحرک وجود دارد، اما حرکت چطور؟ حرکت وجود دارد، به این معنا که منشأ انتزاعش وجود دارد؛ و حرکت وجود ندارد، به این معنا که یک وجود مستقلِ از متحرک ندارد بلکه از همان وجود خاص متحرک در ما فیه الحرکة انتزاع میشود؛ یعنی وقتی شیئی این حالت را پیدا میکند که دائما و در هر آنی فردی از یک مقوله را دارد و به عبارت دیگر تدریجا به وجود آن مقوله متلبس میشود و موضوع وجود تدریجی آن مقوله واقع میشود، میگوییم این شیء متحرک است. آنچه وجود دارد موضوع است و نیز آن مقولهای که این موضوع در آن حرکت میکند، ولی آن مقولهای که موضوع در آن حرکت میکند یک وجود تدریجی دارد و ما از مجموع اینها حرکت را انتزاع میکنیم.
پس در اینکه حرکت یک امری است نسبی به معنی اضافی، جای بحث نیست.
[١] . در اين جهت چه اصالة الوجودی باشيم و چه اصالة الماهوی فرقی نمیكند.