مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٩
و چرا شیطان شیطان است؟ چرا خدا به جای عقل اول نیست و عقل اول به جای خدا نیست؟ چرا ملک به جای شیطان نیست و شیطان به جای ملک نیست؟». کسی که چنین سؤالاتی میکند کأنّه این طور فرض کرده که خداوند یک ذاتی است که ممکن است آن ذات، خدا باشد و ممکن است عقل اول باشد. بلکه در باب ماهیت هم معنا ندارد کسی بپرسد «چرا انسان فرس نیست و فرس انسان نیست؟». خلاصه اگر کسی به واقع و نفسالامر توجه داشته باشد میفهمد که همه اینها سؤالاتی است که معنا ندارد.
تقدم و تأخر مراتب زمان، به تبع تقدم و تأخر مراتب جوهر است
مرحوم آخوند بعد از اینکه میگوید «عین مطلبی را که دیگران در باب زمان گفتهاند[١] ما در باب جوهر میگوییم» مطلبی میگوید که نتیجه حرفهای خودش است و ایشان فقط در اینجا به این نتیجه تصریح میکند. میفرماید: اگر حق را بخواهید این مطلب در درجه اول برای جوهر است و در درجه دوم برای زمان؛ یعنی ]مراتب[ زمان به تبع جوهر تقدم و تأخر ذاتی دارد؛ یعنی زمان، کمّیت حرکت جوهری است.
تشبیه نسبت میان جوهر و زمان به نسبت میان جسم طبیعی و جسم تعلیمی
در باب جسم طبیعی و جسم تعلیمی گفتیم در خارج فرقی میان این دو نیست و هردو یک چیزند، منتها این یک چیز دو اعتبار دارد. اگر جسم را به طور مطلق اعتبار کنیم و بگوییم «جوهر قابل ابعاد سهگانه» بدون آنکه تعین خاصی برایش در نظر بگیریم[٢] ، این میشود تعریف جسم طبیعی. ولی در عالم خارج جسم طبیعی مطلق که نه متناهی باشد نه نامتناهی و در متناهی هم نه یک متر در یک متر در یک متر باشد و نه بیشتر و نه کمتر، وجود ندارد، بلکه همیشه مطلق با مقید وجود دارد. (البته به حکم برهانِ امتناع عدم تناهی ابعاد، غیرمتناهی وجود ندارد.) پس آنچه در خارج وجود دارد جسم طبیعی با تعین خاص است. حال اگر جسم طبیعی را با تعین
[١] . يعنی اين كه تقدم و تأخر مراتب زمان ذاتی است.
[٢] . يعنی بدون اينكه در نظر بگيريم متناهی است يا نامتناهی، و اگر متناهی است ابعادش چقدر است.