مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٠٤
حرکت از حاقّ ذاتش انتزاع میشود، متحرک ما که جوهر است یک وجود سیال است. در آنجا وجود حرکت عین وجود متحرک میشد لذا میگفتیم حرکت، دیگر علت نمیخواهد یعنی این طور نیست که متحرکی داشته باشیم و حرکتی، و علتی بیاید به این متحرک ما حرکت بدهد، مثل اینکه به جسم یک حرکت عرضی میدهیم؛ بلکه علت فقط علت اصل موضوع است، همان علت متحرک علت حرکت هم هست، که در بحث «ربط حادث به قدیم» این موضوع تکرار میشود.
پس در باب حرکت گاهی میگویند حرکت لازمه این شیء است، در حالی که تصوری که آنها از حرکت دارند همین حرکات عرضی است. مثلا میگویند وجود اتم مستقل از حرکتش است، داخل اتم یک حرکت عرضی هست، الکترونهایی به دور هسته مرکزی دارند حرکت میکنند، این دیگر لازمه ذاتش است، همین طور دارد حرکت میکند. روی «لازمه ذاتش است» حساب نشده. کسی میتواند حرکت را لازمه ذات بداند و برای حرکت علت قائل نباشد که قبلا قائل به حرکت جوهری شده باشد. وقتی که قائل به حرکت جوهری شد، در آنجا موضوع حرکت و ما فیه الحرکه دو چیز نیست، اختلاف متحرک و حرکت اختلاف تحلیلی و عقلی میشود، یعنی آنجا ـ همان طور که مرحوم آخوند در گذشته گفت ـ جاعل جعل میکند به جعل بسیط همان متحرک را، جعل او عین جعل حرکتش هم هست.
نتیجه
ایشان در باب این مشخِصات میفرمایند اینها یا عین تشخصاند یا از لوازم تشخص، و مقصودشان از «لوازم تشخص» همین چیزی است که عرض کردم، یعنی مثل لازم بودن زوجیت برای اربعه است، یعنی اینها وجودی علیحده از وجود ملزوم خودشان ندارند و لهذا اگر یادتان باشد در باب براهین حرکت جوهریه یک برهان همین بود که گفتیم حرکتِ در وضع و حرکت در أین و حرکت در کمّ و حرکت در کیف از باب اینکه]این مقولات [مشخِص یا از لوازم تشخصاند و مشخص و لوازم تشخص با جوهر دو وجود ندارد و متحدالوجود هستند، حرکت اینها عین حرکت جوهری است، البته به این معنا که خود حرکت اینها نوعی حرکت جوهری است، همین طور که حرکت کمّ آن گونه که قدما تصویر میکردند لازمهاش همین حرف بود؛ خود حرکت کمّ هم نوعی حرکت جوهری است. پس این همان حرفی