مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧٧
میخواهد میان ماده و صورت ثابت کند، جز با فرض حرکت جوهریه ثابت نمیشود. البته این مطلبی است که مسلما از مبانی خود مرحوم آخوند به خوبی استفاده میشود گو اینکه یادم نمیآید در جایی به آن تصریح کرده باشند.
آیا مبانی ارسطو با قول به ترکیب اتحادی ماده و صورت سازگار است؟
در مورد اینکه برخی به ارسطو نسبت میدهند که «قائل به دو قدیم و دو مبدأ در عالم بوده است: یکی مبدأ فاعلی و دیگری مبدأ قابلی، و مبدأ قابلی را ماده اولی مینامیده است و قائل به قِدم ماده و حدوث صورت بوده است» یا باید بگوییم اینها حرف ارسطو را نفهمیدهاند و او هم تصورش در باب ماده و صورت همین تصوری بوده که ما داریم (یعنی برای ماده شخصیتی و حکمی در مقابل صورت قائل نبوده[١] و قائل به قدیمی در عالم نبوده بلکه صورت را که حادث میدانسته، به تبع صورت ماده را نیز حادث میدانسته) و یا باید بگوییم تصور ارسطو در باب ماده و صورت تصور غلطی بوده است؛ یعنی گو اینکه در کلمات ارسطو این مطلب مطرح نشده است[٢] که ترکیب ماده و صورت انضمامی است، ولی در عمق فکر ارسطو این بوده است که ترکیب ماده و صورت انضمامی است و ماده شخصیتی مستقل دارد.
روح جواب آخوند
پس روح جواب مرحوم آخوند این است که این مسأله برمیگردد به اینکه رابطه ماده و صورت اتحادی است. البته ایشان در اینجا به این بیانی که من تشریح کردم تشریح نکردهاند بلکه همین مقدار گفتهاند که نحوه وجود هیولی از قبیل نحوه وجود جنس است؛ یعنی هیولی در خارج همان صورت است در حالی که آن را مبهم اعتبار کردهایم و وقتی چنین شد نمیتواند حکمی جدا از حکم صورت داشته باشد.
یک تذکر
اینجا باید مطلبی را تذکر بدهم: اینکه ما میگوییم «هر وجود مبهمی از آن جهت که
[١] . در اين صورت ماده تقريبا حكم معنای حرفی را پيدا میكند.
[٢] . اين مطلب در كلمات شيخ هم مطرح نشده است.