مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٣٠
چیزی باقی بماند که از عدد کوچکتر کمتر باشد، عدد کوچکتر عاد عدد بزرگتر نیست. مثلا عدد ٤ عاد عدد ١٦ است، ولی عدد ٣ عاد عدد ١٦ نیست. این، امر واضحی است. «آن»، به این معنا عاد زمان نیست؛ چون «آن» حد مشترک میان دو زمان است. بله، بنا بر نظریه کسانی که میگویند «زمان ترکیب شده است از مجموع آنات کوچک که هر آنی خودش زمان نیست یعنی جزء لایتجزای زمان است» میتوان «آن» را عاد زمان گرفت؛ یعنی اگر یک «آن» یک «آن» کم کنیم، بالاخره زمان تمام میشود. ولی این از بحث ما خارج است؛ چون قائل به این «آن» نیستیم. «آن» به معنایی که ما قائل به آن هستیم، یعنی به معنایی که متفرع بر زمان و حد مشترک میان دو زمان است، معنی ندارد که عاد زمان باشد.
بله به معنی دیگری که همان معنایی است که در باب مقادیر گفته میشود، میتوان گفت «آن» عاد زمان است. در باب مقادیر، هر مقداری در واقع و نفسالامر یک واحد متصل است. در هر مقداری در واقع و نفسالامر کثرتی وجود ندارد که بگوییم «یک مقدار، مقدار دیگر را عد میکند» ولی ما میتوانیم کثرت را اعتبار کنیم؛ یعنی این مقدار را تجزیه کنیم به مقادیری، و به تعبیر دیگر کم متصل را تبدیل به کم منفصل کنیم. فرض کنید ارتفاع یک استوانه هشت متر است. این یک واحد متصل است. ما میتوانیم این را تقسیم کنیم به مترها. بعد که تقسیم کردیم میگوییم : دو متر این استوانه عاد هشت متر است ولی یک متر و نیم عاد هشت متر نیست.
«آن» به این معنا عاد زمان است که زمان را ـ که یک کمیت متصل است ـ با «آن»ها تقسیم میکنیم. پس با «آن» زمان را که یک مقدار واحد است، به مقدارهای متعدد تقسیم میکنیم. بعد هر مقدار کوچکی میتواند یک مقدار بزرگ را عد کند. مثلا از زمان سعدی تا زمان ما، در ذات خودش یک واحد متصل است. ما به حسب ذهن خودمان این واحد متصل را حدبندی میکنیم و میگوییم از زمان سعدی تا زمان ما هفتصدسال است. در اینجا این واحد متصل را به هفتصد قسمت تقسیم کردهایم. بعد میتوانیم هر هفت سالی را عاد این هفتصد سال قرار دهیم.
پس اگر میگوییم «آن عاد زمان است» به این معناست که با «آن» مقداری از زمان میسازیم و آن مقدار کوچک عاد مقدار بزرگ میشود.