مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٧٩
موجود میداند، زمان یک بعد واقعی است. زمان یک امتداد و کشش است مثل امتداد و کششی که در ابعاد جسمانی میبینیم، یعنی طول و عرض و عمق، با این اختلاف که طول و عرض و عمق همه در یک «آن» وجود دارند، ولی زمان بُعد دیگری است که خود مراتبش با یکدیگر اجتماع در وجود ندارند. ابعاد مکانی هیچ تقدم و تأخری میان مراتبشان نیست مگر به اعتبار. این فضا که طولی دارد و عرضی و عمقی، آیا این سرش مقدم است یا آن سرش؟ هیچکدام، مگر اینکه امر سومی را در نظر بگیریم. مثلا اگر نسبت به صحن حرم در نظر بگیریم این سرْ مقدم است، و اگر نسبت به بیمارستان در نظر بگیریم، آن سرْ مقدم است. هیچ جزء مکانی بر هیچ جزء دیگر بالذات تقدم ندارد؛ یعنی اصلا با یکدیگر نسبت متساوی دارند؛ این فعلیت است، آن هم فعلیت است. ولی خصوصیت بُعد زمانی این است که یک سرش قوه است و یک سرش فعلیت و از قوه به سوی فعلیت آمده. این دیگر ربطی به اعتبار ما ندارد. این گونه نیست که بتوانیم امروز را قوه برای دیروز بگیریم و دیروز را فعلیت امروز، یا بر عکس. رابطه مراتب این امر ممتد به این صورت است که هر مرتبهای قوه است برای مرتبه بعد.
آقای طباطبایی میفرمایند: تقدم و تأخر زمانی از همین جا پیدا میشود و تعریف شیخ هم در اینجا صدق میکند. وقتی ما مراتب زمان را به عنوان امر بالفعل در نظر میگیریم، میگوییم: زمان سعدی بر زمان حافظ تقدم دارد. در اینجا هر دو را فعلیت گرفتهایم؛ هم زمان سعدی فعلیتی است که حامل قوه بعد است و هم زمان حافظ فعلیتی است که حامل قوه بعد است، با این تفاوت که زمان حافظ حامل هر قوهای که باشد زمان سعدی هم حامل آن هست، اما زمان سعدی حامل قوههایی است که زمان حافظ حامل آنها نیست، چطور؟ از زمان حافظ به بعد را که در نظر بگیرید، هم زمان سعدی حامل قوههای آن است و هم زمان حافظ، ولی زمان سعدی حامل قوه خود زمان حافظ و فاصله میان زمان سعدی و حافظ هم هست در حالی که زمان حافظ حامل قوه خودش و قوه فاصله زمان خودش و سعدی نیست.
پس اگر آن مبدأ محدود را قوه در نظر بگیریم[١] میبینیم که نسبتهای اجزاء زمان با آن قوه با یکدیگر متساوی نیست و بعضی از زمانها نسبت به بعض دیگر نسبت
[١] . قوه است كه به سوی فعليت كشيده میشود.