مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٣٠
این مطلب، میان همه اعراض مشترک است. ولی در مورد خصوص مقوله اضافه میگویند: در میان اعراض مقولهای هست که نه تنها وجودش وجود اضافی به موضوع است، بلکه اصلا ماهیتش ماهیت اضافه و نسبت است، که ابوت و بنوت از این قبیلند.
وجود زمان نحوه وجودی است که این اضافه خاص (تقدم و تأخر) از حاقِّ آن انتزاع میشود. پس اگر میگوییم «تقدم و تأخر ذاتی زمان است» به این معناست که تقدم و تأخر از حاقّ وجود زمان انتزاع میشود، نه اینکه به معنای این باشد که تعریف زمان عبارت است از تقدم و تأخر؛ بلکه ماهیت زمان از مقوله کمّ است.
اشکال چهارم
مستشکل میگوید: لازمه اینکه اجزاء زمان تقدم و تأخر داشته باشند و تقدم و تأخر ذاتی این اجزاء باشد این است که اجزاء زمان با یکدیگر اختلاف ماهوی داشته باشند؛ یکی أمس است و دیگری یوم است، یکی روز پنجشنبه است و دیگری روز جمعه. میبینیم اجزاء زمان با یکدیگر اختلاف دارند، پنجشنبه هرگز جمعه نمیشود و جمعه هم هرگز چهارشنبه نمیشود. پس اجزاء زمان اختلاف ماهوی دارند.
جواب
جواب این اشکال هم واضح است. اینها همه اعتباراتی است که انسان روی اجزاء زمان میکند. روز جمعه دارای ماهیت خاصی نیست که او را جمعه کرده باشد. زمان در ذات خودش یک واقعیت متشابهالاجزاء است و در واقع اصلا اجزاء بالفعل ندارد و اجزائش اعتباری است. زمان من اوّله الی آخره یک واقعیت و هویت متصل واحدی است که اصلا جزئیت اجزائش هم اعتباری است تا چه رسد به رنگهایی که ما به هر جزء میدهیم. از این اعتبارات لازم نمیآید که زمان دارای اجزاء واقعی باشد تا چه رسد به اینکه هر جزئش ماهیتی داشته باشد غیر از ماهیت جزء دیگر.