مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧٩
است؛ مثلا نطفه را که میگوییم «ماده ثانیه»، به این معناست که هیولای اُولی و قوه محض در آن هست در حالی که این هیولای اُولی الان متلبس به صورت نطفه است؛ نطفه انسان استعداد صورت انسانیت را دارد و نطفه گوسفند استعداد صورت گوسفندی. پس این استعدادها برای ماده، به یک اعتبار از صورتها پیدا میشود؛ یعنی مثلا نطفه انسان که استعداد صورت انسانیه را دارد، این استعداد مولود ماده است به علاوه صورت نطفه بودن.
اینجا حتی در کلمات مرحوم آخوند هم دو بیان مختلف دیده میشود. گاهی میگویند «ماده با هر صورتی (یعنی ماده ثانیه) استعداد صورت خاصی را دارد؛ مثلا دانه گندم که ماده ثانیه است استعداد خوشه گندم شدن را دارد و دانه جو که ماده ثانیه دیگری است استعداد جو شدن را دارد». در اینجا این استعدادها چیست؟ آیا وقتی ماده صورتی پیدا میکند استعدادی در آن حادث میشود، یا حقیقتْ چیز دیگری است؟ حقیقت این است که صورتها برای ماده بیشتر شکل مانع را دارند نه شکل شرط[١] .
و گاهی میگویند «در هیولای اُولی (یعنی ماده محض، قوه محض، همان معنا که از همه مراتب طبیعت قابل انتزاع است) استعداد همه صورتها هست». ]این یعنی :[ هیولای اُولی لاتعین محض است و هرچه شیء غیرمتعینتر باشد قابلیتش برای صورتهای گوناگون بیشتر است؛ یعنی استعداد از جنبه عدمی پیدا میشود و هرچه شیء بیتعینتر باشد استعداد صورتهای مختلف در آن بیشتر است.
پس اگر ما هیولای اُولی را که مجاور عدم محض است اعتبار کنیم، چون فاقد هر فعلیتی غیر از فعلیت قوه است استعداد همه صورتهای عالم را دارد. اما وقتی هیولی متلبس به صورتی شد خاصیت این صورت این نیست که به کمک هیولی استعداد جدیدی حادث میکند، بلکه خاصیت صورت این است که جلوی همه استعدادها را میگیرد الّا یک استعداد. ]هیولای اُولی[ مثل شیئی است که در یک نقطه مرکزی قرار گرفته و برای او در ذات خودش به عدد شعاعهایی که از مرکز دایره به محیط آن میتوان کشید راه باز است، ]ولی وقتی هیولی متلبس به صورتی شد مثل این است که شما برای آن شیء[ وضعی را به وجود بیاورید که تمام راهها بر
[١] . مرحوم آخوند اين مطلب را در باب ماهيت و ظاهرا در بعضی جاهای ديگر نيز تأييد كردهاند.