مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٥٠
همه آنچه که حرکت در آن واقع میشود. فلاسفه برای اینکه میان مقولهای که حرکت به آن احتیاج دارد و زمان اشتباه نشود، اصطلاحی اختراع کردهاند و رابطه شیء با زمان را با «علی» بیان میکنند، این به اعتبار انطباق است؛ یعنی از باب اینکه هرجا که حرکت باشد حرکت و زمان منطبق بر یکدیگر میشوند ]تعبیر به «علی» میکنند.[ البته ]در اینجا «انطباق»[ به این معنا ]است که[ شیء حرکتی دارد و زمانی که مربوط به خودش است و وقتی ]زمان[ این ]شیء[ را بر زمان عمومی منطبق میکنند، به اعتبار زمان عمومی، زمان را «ما علیه» میگویند.
ولی اینکه فلاسفه تعبیر «علی» را آوردهاند تقریبا نوعی ضیق خناق بوده است و در همه عرفها زمان را مانند مکان با «فی» بیان میکنند. در علم نحو هم زمان و مکان حکم ظرف را دارند؛ میگویند: ظرف مکان و ظرف زمان. در فارسی هم ما با کلمه «در» هم مکان را بیان میکنیم و هم زمان را؛ مثلا میگوییم: زید را در خیابان در روز جمعه ملاقات کردم. در زبان عربی هم همین طور است؛ مثلا میگوییم: رأیتُ زیدآ فی یوم الجمعة (یا: یومَ الجمعة)[١] فی السوق.
ملاک ظرفیت، احاطه است
حال میخواهیم بدانیم این به چه مناسبت است. فلاسفه میخواهند این جهت را بیان کنند که: به چه مناسبت زمان، ظرف برای اشیاء تلقی میشود؟
من این را با بیان جامعتری عرض میکنم. آنچه کلمه «فی» برای آن وضع شده است مفهوم ظرفیت است و «ظرفیت» یعنی احاطه. اگر دو شیء داشته باشیم که یکی بر دیگری احاطه داشته باشد، شیء محیط را «ظرف» و شیء محاط را «مظروف» میگویند. ولی حتی در عرف هم، احاطه اختصاص به احاطه مکانی ندارد[٢] و در دستور زبانها هم «فی» را اختصاص به احاطه مکانی نمیدهند، بلکه انواع احاطههای دیگری هم در عالم هست که «فی» در آنها هم به کار برده میشود.
[١] . «يومَ الجمعة» به تقدير «فی» است.
[٢] . [در عرف برای احاطه مكانی] مثلا میگوييم «ما در اين محل هستيم» به اعتبار اينكه فضا و زمينِاينجا بر ما احاطه دارد. يا میگوييم «رأيت زيدآ فی السوق» چون سوق با زمين و هوايش بر زيداحاطه دارد.