مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٧٦
بنابراین مادهای که وجود جدا از وجود صورت داشته باشد وجود ندارد که بعد درباره آن بحث کنیم که «آیا حادث است یا قدیم؟ ثابت است یا متغیر؟». وجود ماده مضمَّن در وجود صورت است و وقتی که چنین شد حکمش همان حکم صورت است، همان طور که هر جنسی حکمش همان حکم فصل آن است.
بنابراین اگر گفتیم صورتْ متجدّد بالذات است و ثبات و قِدم در آن معنی ندارد و هرچه هست تجدد و حدوث است، قهرا در ماده هم مطلب همین است؛ چون ماده جز همان معنی مبهمی که از صورت اعتبار میشود چیز دیگری نیست.
پس منشأ اشکالی که در این «بحثٌ و تحصیلٌ» مطرح شده تصویر غلط ماده است که برای ماده شخصیتی در مقابل صورت قائل شدهاند، در صورتی که چنین نیست.
آیا ترکیب اتحادی ماده و صورت، بدون قول به حرکت جوهریه قابل اثبات است؟
بله یک مسأله دیگر هست که اگرچه مرحوم آخوند به آن تصریح نکردهاند ولی از مبنای ایشان میتوان آن را استنباط کرد. از ظواهر کلمات ایشان این طور استفاده میشود که ما میتوانیم قائل به هیولی و صورت باشیم چه قائل به حرکت جوهریه باشیم چه قائل نباشیم، همان طور که ارسطو و شیخ و امثال آنها قائل به حرکت جوهریه نبودند ولی قائل به هیولی و صورت بودند. خلاصه اغلب از کلمات مرحوم آخوند این طور برداشت میشود که این دو مسأله از یکدیگر جداست.
آنوقت در زمان سید صدر این مسأله مطرح شده[١] که «آیا ترکیب هیولی و صورت انضمامی است یا اتحادی؟». سید صدر ثابت کرد که رابطه هیولی و صورت اتحادی است نه انضمامی، و بعد مرحوم آخوند هم حرف او را دنبال و تأیید کرد.
ولی حقیقت این است که نظریه ماده و صورت[٢] جز با فرض حرکت در اجسام[٣] غیرقابل قبول است؛ یعنی آن اتحادی که مرحوم آخوند به تبع سید صدر
[١] . قبل از او اصلا اين مسأله مطرح نبوده تا رويش فكر كرده باشند و جواب داده باشند.
[٢] . [يعنی نظريه تركيب اتحادی ماده و صورت.]
[٣] . در باب حركت گفتيم كه حركت هميشه قوهاش با فعليتش آميخته است. در باب حركت و اشيائی كهمتحركند، ما به يك بُعد طولی قائل هستيم و گفتيم كه در اين بعد طولی، فعليت و قوه از يكديگر جدانيستند بلكه به يكديگر آميختهاند.