مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٥٢
مسبوق به زمان باشد[١] . (قبلا گفتیم: در اشیاء دیگر هم وقتی میگوییم «مسبوق به عدم زمانی است» مستلزم وجود زمان در زمان قبل است.)
وجه سوم
ممکن است بگویید مقصودشان از اینکه میگویند: «العالم حادث» این است که «العالم لیس بقدیم».
جواب میدهیم: از آنها میپرسیم: مقصود شما از «قدیم» چیست؟ اگر مقصود شما همان معنایی است که فلاسفه از «قدیم ذاتی» اراده میکنند (یعنی شیئی که به ذات خودش و در مرتبه ذات خودش بینیاز از علت است)، کسی منکر حدوث عالم به این معنا نیست. اما اگر بگویید مقصودمان از اینکه میگوییم «عالم قدیم نیست» این است که «عالم دائم نیست»، میگوییم «دائم نیست» به همان تحلیلها برمیگردد؛ «دائم نیست» یعنی قطع میشود؛ یعنی وجودش مسبوق به عدم است.
مرحوم آخوند وجوه دیگری هم ذکر کردهاند که از رو میخوانیم.
اشارهای به حرف غزالی
اینجا مرحوم آخوند به حرف غزالی ـ که قبلا گفتیم ـ درست اشاره نکردهاند و حق این بود که آن را هم در اینجا میگفتند. غزالی میگوید «عالم حادث است» یعنی عالم متناهی است؛ یعنی همان طور که عالم از نظر مکان متناهی است از نظر زمان هم متناهی است. آیا وقتی شما میگویید «عالم از نظر مکان متناهی است» میخواهید بگویید «در ماورای این مکانْ عدمِ این مکان است»، تا اشکال وارد شود؟! ما میگوییم عالم از نظر زمان هم متناهی است؛ یعنی غیر از این مقدار محدود از نظر مبدأ و منتها زمانی نیست[٢] .
جواب حرف غزالی را در گذشته دادیم. گفتیم زمان با مکان متفاوت است و نباید این دو را با هم مقایسه کرد. خصوصیت مکان این است که هیچ نوع تقدم ذاتی میان مراتب آن وجود ندارد و لهذا در مکان ابتدا و انتها وجود ندارد مگر اعتبارا،
[١] . [به عبارت ديگر: از فرض عدم زمان وجود زمان لازم میآيد.]
[٢] . به نحو سالبه تحصيلی.