مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١١٧
متکلمین روی نظریهای که در باب مناط احتیاج به علت دارند که میگویند اگر شیء زمانآ حادث نباشد پس مستغنی و بینیاز از علت است و این مساوی است با انکار واجبالوجود، به شدت با این نظریه فلاسفه مخالفاند، منتها فلاسفه قبل از ملاصدرا ابعاض و اجزاء عالم را تقسیم میکردند به قدیمها و حادثها، میگفتند اعراض حادثند زمانآ واقعآ، صور عالم کون یا صور طبیعت[١] حادثند زمانآ واقعآ، نفوس نباتیه و حیوانیه و انسانیه حادثند، صور جمادیه حادثند، ولی مادهای که این صور را قبول میکند قدیم است زمانآ؛ همچنان که در عالم افلاک نه تنها ماده افلاک را قدیم میدانستند، صور آنجا را هم که عبارت باشد ]از نفوس افلاک[[٢] قدیم میدانستند. پس به عقیده فلاسفه، عالم طبیعت دارای اجزائی حادث و اجزائی قدیم است. بعد که نظریه حرکت جوهریه پیدا شد، طبق این نظریه همه آن اموری هم که قدیم فرض میشد ـ مانند ماده ]عالم طبیعت[ یا ماده فلک یا صورت فلک ـ حدوث زمانی پیدا میکنند چون اصلا ثبات در عالم نیست و نقطه مقابل ثبات حدوث تدریجی است. حدوث تدریجی همیشه در عالم هست. پس عالم همیشه و دائمآ در حال حدوث است، نه مطابق آنچه که متکلمین گفتهاند عالم در یک «آن» حادث شده و بعد ثابت باقی مانده است و نه آنچنان که فلاسفه قبل میگفتند بعضی از عالم قدیماند و بعضی از عالم در یک «آن» حادث میشوند و باقی میمانند، بلکه اصلا بقایی و ثباتی در عالم نیست، عالم یک حدوث دائم است.
ولی این نظریه هم که قائل است به اینکه عالم حدوث دائم است، برای خودِ این حدوث دائم ابتدا قائل نیست، نمیخواهد بگوید این حدوث دائم در یک «آن» شروع شده و ادامه پیدا کرده است، میخواهد بگوید هر چه که ما جلو برویم، پی درپی به حدوث قبل از حدوث و به حدوث قبل از حدوث میرسیم ولی هیچ وقت، نه در گذشته و نه در آینده و نه در حال، به یک قدیم نمیرسیم.
برهان لمّی
فعلا ما در این فصل در مقام رد نظریه خاص متکلمین هستیم به همان معنا که
[١] . عالم كون يعنی عالم طبيعت، به عقيده آنها مادون فلك.
[٢] . [افتادگی از نوار است.]