مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩١
ماده دارد آن ماده فاقد است و استعدادی را که آن دارد این فاقد است. اگر استعدادها را به معنای وجودی بگیریم این مطلب درست است، ولی ]اگر به معنای عدمی بگیریم[ این مطلب غلط است. ]اگر استعدادها را به معنای عدمی بگیریم مطلب از این قرار است که :[ ماده گندم و ماده نطفه انسان استعداد هر صورتی را دارند، ولی ماده نطفه انسان که متلبس به صورت نطفه انسان است، این، صورت نطفه انسان است که از میان استعدادهای نامتناهی، این ماده را متعین و متخصص میکند به یکی (یا دوتا) و فقط راه انسان شدن را به روی آن باز میگذارد و تمام راههای دیگر را به رویش میبندد. و لهذا هرچه شیء ضعیف الوجودتر باشد امکانات بیشتری به رویش باز است[١] و هرچه قوی الوجودتر و تامّ الوجودتر باشد ]باب[ انواع فعلیتها بیشتر به رویش بسته میشود. در مقام مثال عرفی برای این مطلب میگوییم: انسانی که دارای هیچ ملکهای نیست امکان هزار نوع کار ـ اعم از کار خوب و کار بد ـ برای او هست، ولی همین که ملکه تقوا پیدا کرد، این ملکه از میان این هزار راه، مثلا نهصد راه را بر او میبندد.
بنابراین، جنبههای استعداد در نهایت امر برمیگردد به جنبههای عدمی. پس در محل بحث، مسأله قابل و مقبول در کار نیست، بلکه نحوهای از وجود مطرح است که در ذات خود بسیط است[٢] و از آن، عدمهایی انتزاع میشود که از آن عدمها ماده و قوه و استعداد و امثال اینها انتزاع میشود. این مطلب، آن مقداری است که به طور صریح از حرفهای مرحوم آخوند در اینجا استنباط میشود.
مطلب عالی علامه طباطبایی: کثرت عَرْضی صورتها نیز اعتباری است
اینجا آقای طباطبایی مطلبی در حاشیه دارند که از جمله حرفهایی است که ایشان در نوشتههای فارسی و عربی خودشان خیلی روی آن تکیه دارند و در اینجا معتقدند مرحوم آخوند هم همان مطلب را میگوید. این مطلب را ـ که اینجا به صورت توضیح حرف مرحوم آخوند بیان میکنند ـ دیگران از حرف مرحوم آخوند استنباط نکردهاند و حرف بسیار عالیای هم هست.
[١] . مقصودمان از نظر كثرت امكانات است نه از نظر شرافت فعليتها.
[٢] . «بسيط است» يعنی مركب نيست، دو شیء نيست. قبلا گفتيم ماده و صورت دو امری كه ضميمه بهيكديگر بشوند نيستند، بلكه [اجزاء] تحليلیاند.