مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٤٩
هرجا که جعل تألیفی بود علت متغیر به تغیر تألیفی نیز باید متغیر باشد. پس وضع دوری دائم نمیتواند رابط باشد.
حال اگر بگویید: «ما یک چیز پیدا کردیم که تغیر ذاتی آن است نه عارضی، و آن حرکت است که حدوث و تجدد، ذاتی و عین ذات آن است» تعبیر مرحوم آخوند در جواب این است که: حرکت یک امر نسبی است.
بیان مطلب آخوند به تعبیری دیگر
حالا من مطلب مرحوم آخوند را به تعبیر دیگری میگویم که مقصودشان را بهتر بیان کند و آن این است: صرف اینکه ما چیزی پیدا کنیم که تغیر عین ذاتش باشد کافی نیست، ما باید چیزی پیدا کنیم که متغیر باشد و تغیر هم عین ذاتش باشد. حرکتْ تغیر هست ولی متغیر نیست، حرکت فلک عین تغیر هست ولی عین متغیر نیست و متغیر چیز دیگری است. اگر حرکتْ خودش ذات مستقلی بود که جاعل و فاعل آن را جعل میکرد، آنوقت هم متغیر بود و هم تغیر و اصلا متغیری غیر از خود حرکت وجود نداشت و حرکت چیزی مستقل از جوهر میبود. اما این حرکتی که شما میگویید، حرکت عرضیه است، که تغیر هست ولی متغیرش غیر از خودش است. حرکتی که در آن، متحرک غیر از حرکت باشد نمیتواند رابط باشد؛ چون رابط باید چیزی باشد که خودش عین تغیر باشد و جعل به خودش تعلق بگیرد و بنابراین خودش عین متغیر هم باشد. در همه عالم فقط یک چیز هست که میتواند عین تغیر باشد و نیز عین متغیر باشد و جعل بسیط هم به خود آن تعلق بگیرد و آن وجود جوهر است.
بدون شک نظر مرحوم آخوند به همین مطلب است و ایرادها هم وارد نیست. ما در نظر داریم این فصل را به طور جدی دنبال کنیم، چون از مهمترین مباحث کتاب اسفار است و اگر لازم باشد، به بعضی از فصول گذشته برمیگردیم. این مسأله ربط متغیر به ثابت و حادث به قدیم که اینهمه مرحوم آخوند به آن مینازد، از پراوجترین سخنان ایشان است و برای اینکه به عمق مطلب برسیم و حق ایشان را ادا کنیم باید دقت بیشتری کنیم.