مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٦٩
«دیروز مقدم بر امروز است» به همان معناست که علت مقدم بر معلول است؛ چون دیروز شرط امروز است ولی امروز شرط دیروز نیست.
اما اگر امور زمانی را در نظر بگیرید، اطلاق تقدم و تأخر در امور زمانی مجاز است. اگر میگوییم «سعدی مقدم است بر حافظ»، در واقع معنایش این است که سعدی در جزئی از زمان قرار گرفته که آن جزء، مقدم است بر آن جزئی از زمان که حافظ در آن قرار گرفته. این از قبیل نسبت شیء به حال متعلَّق است. پس «سعدی بر حافظ مقدم است» یعنی زمان سعدی بر زمان حافظ مقدم است، نه خود سعدی بر حافظ. «درس دیروز بر درس امروز تقدم دارد» یعنی زمان درس دیروز بر زمان درس امروز تقدم دارد، نه خود درس دیروز بر درس امروز.
پس در باب خود اجزاء زمان تقدمْ حقیقی است و همان تقدم بالطبع است، ولی در باب امور زمانی تقدمْ مجازی است.
اما در باب تقدم رتبی که یک قسمش تقدم بالمکان بود، شیخ اشراق میگوید : تقدم رتبی برمیگردد به تقدم بالزمان و تقدم بالزمان هم که برمیگردد به تقدم بالطبع. اینکه شما میبینید عرف در باب امور رتبی تقدم و تأخر قائل میشود و مثلا وقتی از قم تا تهران را در نظر میگیرد میگوید «علی آباد مقدم بر حسن آباد است»، به این جهت است که وقتی بخواهیم از قم به تهران برویم، در زمان قبل به علی آباد میرسیم و در زمان بعد به حسن آباد؛ و لهذا این یک امر نسبی است و برای کسی که از تهران به طرف قم حرکت میکند حسن آباد مقدم بر علی آباد است. پس تقدمهای مکانی برمیگردد به تقدمهای زمانی و چون تقدم زمانی برمیگردد به تقدم بالطبع، پس تقدم مکانی هم برمیگردد به تقدم بالطبع.
اما در تقدمهای رتبی غیر مکانی نیز مطلب همین طور است. مثلا در یک سلسله منظم و مرتب مثل سلسله «انسان، حیوان، جسم نامی، جسم مطلق، جوهر» اگر از نوع الانواع حساب کنیم میگوییم «حیوان قبل از جسم نامی است» ولی اگر از جوهر حساب کنیم میگوییم «جسم نامی قبل از حیوان است». این به حسب محاسبه ذهنی است. در حساب، یک وقت در زمان اول حیوان به ذهن میآید و در زمان بعد جسم نامی؛ در این صورت میگوییم «حیوان مقدم بر جسم نامی است» و یک وقت در زمان اول جسم نامی به ذهن میآید و در زمان دوم حیوان؛ در این صورت میگوییم «جسم نامی مقدم بر حیوان است». پس این هم برمیگردد به تقدم