مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٩٧
باشد و ممکن است ساکن باشد، قرار بدهد متحرک؛ یعنی فاعل میان آن چیز و حرکت رابطه برقرار کند. این مثل جایی است که فاعل جسم را ابیض قرار میدهد. در اینجا جسم وجود دارد و فاعل، جسم موجود را ابیض میکند.
فلک چیزی است که در ذات خودش ممکن است ساکن باشد و ممکن است متحرک باشد و علت میآید آن را متحرک قرار میدهد. علتی که این طور باشد که یجعل الشیء متحرکآ، خودش هم باید متغیر باشد. پس اشکال حل نمیشود. ما به نوعی رابط احتیاج داریم که ]در آن[ اختلاف متحرک و حرکت، عقلی و تحلیلی باشد؛ یعنی فقط عقل بتواند آن را به متحرک و حرکت تحلیل کند. این گونه نیست که ]رابط[ چیزی باشد که فاعل آن را متحرک قرار دهد، بلکه چیزی است که فاعل خود آن را جعل میکند ولی نحوه وجودش به گونهای است که از آن، حرکت انتزاع میشود. و این، چیزی غیر از جوهر نمیتواند باشد.
پس قدما میگفتند: رابط ]متغیر به ثابت[ حرکتی است که غیر از متحرکش میباشد و آن حرکت امری جاودانی است. آن حرکت، از آن جهت که جاوید است ثابت است، ولی از آن جهت که نسبت شیء متحرک با اشیاء دیگر به واسطه حرکت دائما و تدریجا عوض میشود، علت متغیرات است. پس ]این حرکت[ از آن جهت که ثابت است معلول ]امری [ثابت است و از آن جهت که متغیر است علت متغیرات است. مرحوم آخوند گفتند: چنین چیزی صحیح نیست.
اشکال
اینجا دو نوع اشکال به مرحوم آخوند وارد کردهاند که یکی از آنها سادهتر است و دیگری مهمتر. نوع اول این است[١] : این اشکالاتی که شما طرح میکنید و میگویید
«حرکت نمیتواند رابط باشد»، بنا بر انکار حرکت توسطیه و بنا بر این است که آنچه وجود دارد حرکت قطعی است که آنآ فآنآ معدوم میشود و حادث میشود، و الّا بنا بر نظریه حرکت توسطیه اشکال وارد نیست.
[١] . آقای طباطبايی هم اين نوع را ذكر كردهاند.