مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٦١
عبارت بود از جهت فوق و جهت سِفل. میگفتند جهت «سفل» یعنی به سوی مرکز عالم که مرکز زمین است و جهت «فوق» جهت مخالف مرکز عالم است که همان جهت محدّد الجهات (فلک اطلس) است. البته از نظر آنها فرقی نمیکرد ما در کجای زمین باشیم؛ در هر نقطه از زمین که باشیم جهت تحت ما به طرف مرکز زمین است و جهت رأس ما به طرف محدّدالجهات، و اگر فرض کنیم کسی در زیرِ زمین هم باشد باز جهت فوق او جهت بالای سر اوست و جهت تحت او جهت مرکز زمین است. پس قدما فقط همین دو جهت را حقیقی و واقعی میدانستند و بین این دو هم نهایت بُعد قائل بودند. آنوقت میگفتند اگر فرض کنیم جسمی از مرکز زمین به سوی بالا حرکت کند[١] و جسمی از محدّد الجهات به سوی مرکز عالم حرکت کند، این دو حرکتْ متضاد حقیقیاند، چون مبدأ و منتهای این دو حقیقتا متضادند. ولی اگر جسمی از طرف فوق (نه از خود فوق) به سوی تحت (نه به سوی خودِ مرکز عالم) حرکت کند و جسم دیگری هم از طرف تحت به طرف فوق حرکت کند[٢] این دو حرکت را هم متضاد میدانستند[٣] ؛ چون یکی از این دو از طرف فوق به طرف تحت است و دیگری از طرف تحت به طرف فوق است.
تضاد حرکات در حرکت کمّی
اما حرکت کمّی؛ آیا در حرکات کمّی متضادین واقعی وجود دارد یا نه؟ در اینجا نیز میگویند هم متضادین واقعی و هم شبه متضادین وجود دارد. اگر شیئی طبیعتی داشته باشد که از نظر کمیت، در دو جهت کبر و صغر دو حد داشته باشد که از آن دو حد تجاوز نکند، در اینجا حرکت از آن صغر حقیقی[٤] به سوی آن کبر حقیقی[٥] ، با حرکت از کبر حقیقی به سوی صغر حقیقی متضادیناند؛ چون این دو حرکت، از دو حدی که بینشان نهایة الخلاف است شروع شدهاند و به سوی دیگری آمدهاند[٦] . اما
[١] . به قول حاجی چنين جسمی امكان وجود ندارد.
[٢] . مثل اينكه سنگی از اين سقف به طرف سطح زمين حركت كند و سنگ ديگری از سطح زمين به طرفسقف حركت كند.
[٣] . [علی الظاهر مقصود اين است كه اين دو حركت را «كالمتضادين» میدانستند.]
[٤] . يعنی أقلُّ حجمآ.
[٥] . يعنی اكثرُ حجمآ.
[٦] . اين آقايان معتقدند كه نباتات و حيوانات از نظر رشد و نمو حد معينی دارند كه صورت نوعيهشان