مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٩٣
یک امر اشتراک داشته باشند بدون آنکه میان آن دو در آن امر مشترک تفاوتی در کار باشد.
از اینجا معلوم میشود که این تقسیم ثلاثی که در اینجا میکنیم و میگوییم یک شیء نسبت به شیء دیگر یا تقدم دارد یا تأخر و یا معیت، درست نیست[١] . در اینجا
درواقع دو تقسیم ثنائی است در طول یکدیگر. ما خیلی از اوقات از روی مسامحه تقسیمهایی میکنیم که ثلاثی یا رباعی و یا خماسیاند، در حالی که در واقع اینها تقسیمهایی در طول یکدیگرند. از همین قبیل است تقسیم کلمه به اسم و فعل و حرف. ما میگوییم «کلمه بر سه قسم است: اسم و فعل و حرف» و حرف درستی هم هست، اما اگر همین تقسیم را از نظر عقلی در نظر بگیریم در واقع دو تقسیم است در طول یکدیگر. اگر بخواهیم از نظر عقلی تقسیم کنیم باید این طور بگوییم: الکلمةُ إما یدلّ علی معنی فی نفسه، أو لایدلّ. فإن لایدلّ علی معنی فی نفسه فهو الحرف. (این یک تقسیم بود.) و إن دلّ علی معنی فی نفسه فهو علی قسمین. (این تقسیم دوم است؛ یعنی در بار دوم یک قسم از اقسام تقسیم اول را تقسیم میکنیم.) فإن دلّ علی معنی فی نفسه فهو إما مقترن بأحد الأزمنة الثلاثة أو لا یقترن. فإن لا یقترن فهو الأسم و إن اقترن فهو الفعل. پس اگر بخواهیم از نظر منطقی تقسیم کنیم باید به این ترتیب تقسیم کنیم، ولی ضرورتی ندارد که انسان در مقام بیان اطاله کند؛ چون اینها در مقام بیان اطناب شمرده میشود.
اینجا هم همین طور است؛ یعنی از نظر منطقی درست نیست که بگوییم اشیاء نسبت به یکدیگر یا معیت دارند یا تقدم و یا تأخر، بلکه باید این طور گفت: دو شیء نسبت به یکدیگر در یک امر (مثلا در زمان) یا اشتراک دارند و یا اشتراک ندارند. اگر اشتراک ندارند پس نه معیت دارند نه تقدم و نه تأخر (مثلا دو امر مجرد نسبت به یکدیگر، یا یک امر مجرد و یک امر مادی نسبت به یکدیگر در زمان اشتراک ندارند. پس از نظر زمان نه معیت دارند نه تقدم و نه تأخر.) و اما اگر این دو امر در آن امرْ مشترک بودند، یا بین آنها در آن امر مشترک تفاوت هست یا نیست. اگر تفاوت نیست، میان آنها معیت است و اگر تفاوت هست آنوقت قهرا یکی مقدم است و دیگری مؤخر. پس تقسیم باید به این صورت باشد.
[١] . اين نكته را مرحوم آخوند ذكر نكردهاند.