مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٥٥
تعطیل گفته میشود.
بحثی مطرح بوده است تحت عنوان «تنزیه و تشبیه». گروهی قائل بودهاند که خدا و صفات او و اسماء حسنای الهی را میتوان با عقل شناخت، و گروهی معتقد بودهاند که انسان هیچگونه توانایی بر معرفت ذات حق و صفات حق و اسماء حسنای حق ندارد و خلاصه انسان راهی به معارف الهیه ندارد. آنهایی که قائل به امکان معرفت بودند مخالفین خودشان را «معطِّله» میخواندند، به این معنا که اینها قائل به تعطیل عقول از معرفتند، و کسانی که قائل به عدم امکان معرفت بودند مدعیان معرفت را «مشبِّهه» میخواندند و میگفتند شما به خیال خودتان میخواهید خدا را بشناسید ولی در واقع خدا را به انسان که یکی از مخلوقات اوست قیاس میکنید و او را شبیه انسان قرار میدهید و آنچه که از صفات کمالیه در انسان سراغ دارید برای خدا فرض میکنید.
در اخبار و روایات (بالخصوص روایات شیعه) بحثی هست که: آیا میتوان خدا را شناخت بدون اینکه این شناخت جنبه تشبیه داشته باشد و بنابراین نه تعطیل عقل از معرفت لازم بیاید و نه تشبیه خالق به مخلوق؟ این یک مسأله بسیار مهم است[١] .
معنای «تعطیل» در بحث ما
معنای دیگر تعطیل ـ که در بحث ما همین معنای دوم مورد نظر است ـ تعطیل حق از فیاضیت است؛ یعنی برای ذات حق دومرتبه و دو وضع قائل باشیم: یک وضعِ ازلی که در آن حق تعالی فیاض نبوده است، یعنی از فیاضیت معطل بوده است، و یک وضعی در لایزال که در آن، فیاضیت شروع شده است. فلاسفه این نظریه متکلمین را که خداوند را در ازل غیرفیاض میدانستهاند، نظریه تعطیل خواندهاند. آنها معتقدند لازمه نظریه تعطیل، اشراک است؛ یعنی بنا بر تعطیل باید چنین قائل باشیم که ذات حق بماهو ذات حق و صفات حق بماهی صفات حق و کمالات حق بماهی کمالات حق، برای فیاضیت کافی نیست و ناچار باید امر دیگری دخالت کند و
[١] . اين رباعی در اربعين شيخ بهايی نقل شده: در شناسای او به وقت دليل نطق، تشبيه و خامشی تعطيل گر بگويی، مشبِّهی باشی ور نگويی، ز دين تهی باشی