مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٣٣
حرکت احتیاج دارد (یعنی مبدأ[١] ، منتها[٢] ، زمان[٣] ، موضوع[٤] ، فاعل[٥] و مقوله[٦] ) کدامیک منشأ کثرت میشوند و کدامیک منشأ کثرت نمیشوند. مثلا آیا کثرت موضوع سبب کثرت حرکت میشود یا نه؟ یعنی ولو سایر جهات یکی باشند آیا تعدد موضوع سبب تعدد حرکت میشود؟ یا اینکه آیا تعدد مبدأ و منتها سبب تعدد حرکت میشود؟ در هر دو، جواب مثبت است. اینها بعدا بحث خواهد شد. غرضم این جهت است که حرکت لااقل به اعتبار موضوع و همچنین به اعتبار مبدأ و غایت، کثرت واقعی پیدا میکند.
آیا زمان به تبع کثرت واقعی حرکت کثرت پیدا میکند؟
حال، آیا زمان به تبع کثرت حرکت کثرت پیدا میکند یا نه؟ یعنی اگر حرکت متعدد شد آیا زمان هم تعدد واقعی پیدا میکند یا نه؟ این همان مطلبی است که مکرر عرض کردهایم در کلمات مرحوم آخوند در این جهت نوعی ابهام وجود دارد. از بسیاری حرفها و مبانی ایشان این گونه فهمیده میشود که لازمه اینکه زمان را مقدار حرکت بدانیم این است که به عدد حرکتهای عالم، زمان وجود داشته باشد[٧] ، و البته همه اشیاء باید یک زمان عمومی مشترک هم داشته باشند؛ یعنی لازمه این حرفهایی که در اینجا گفته میشود این است که یک زمان عمومی مشترک داشته باشیم که همه اشیاء در داشتن آن با یکدیگر مشترکند، و نیز به عدد حرکتهای اختصاصی که در اشیاء هست زمانهای مختص داشته باشیم. آنوقت این زمانهای اختصاصی با آن زمان عام مشترک سنجیده میشود و آن زمان عام مشترک مقیاس و معیار همه زمانهای اختصاصی است. به عقیده قدما مبدأ آن زمان عام مشترک، حرکت وضعی فلک است؛ چون آن زمان مشترک نمیتواند منقطعالاخِر باشد بلکه باید امری باشد که لا اول له و لا آخر له. این نظریه اشکالی ایجاد میکند: به چه مناسبت حرکت
[١] . ما منه.
[٢] . ما اليه
[٣] . ما عليه.
[٤] . ما به.
[٥] . ما عنه.
[٦] . ما فيه.
[٧] . واقعا هم لازمه اينكه زمان را مقدار حركت بدانيم همين است.