مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٢٦
که چرا در هزار سال قبل وجود پیدا نکرد؟ اگر باز بگویید علت این علت وجود داشت و این وجود پیدا نکرد، انفکاک معلول از علت تامه است، ]و اگر بگویید[ وجود نداشت و علت این علت در این «آن» حادث شد، باز نقل کلام به آن علت میکنیم. همین طور نقل کلام به علتِ علت میکنیم. حتی اگر غیر متناهی علت حادث فرض کنیم باز نمیتواند مسأله را توجیه کند چون باز سؤال باقی است که ـ به تعبیر مرحوم آخوند ـ این غیر متناهی حادث چرا حادث شده است[١] ؟ یعنی آخرش باید به یک علت قدیم برسیم و تازه به علت قدیم که برسیم اشکال حل نمیشود، زیرا علت، قدیم و معلول حادث میشود و در این صورت انفکاک معلول از علت تامه لازم میآید. پس چگونه ما میتوانیم مطلب را توجیه کنیم؟
حرکت و زمان، رابط میان حادث و قدیم
اینجاست که فلاسفه رسیدهاند به آن نظریه خیلی دقیق که میان حادث و قدیم باید یک رابط وجود داشته باشد، رابطی که قدیمٌ من جهةٍ حادثٌ من جهةٍ، از آن حیث که قدیم است مربوط میشود به علت قدیم و از آن حیث که حادث است علت است برای حوادث جدید. در عین حال این دو حیثیت، جدا از یکدیگر هم نمیتواند باشد یعنی آنچه که رابط میان حادث و قدیم است نمیتواند مرکب از دو حیثیت باشد چون اگر مرکب باشد اشکال عود میکند. اگر مرکب باشد از جزء قدیم و جزء حادث، در جزء حادث عین همین حرف میآید. اگر مرکب باشد، با غیر مرکب فرق نمیکند. آنچه که خیلی خیلی ظریف و لطیف است این مطلب است که آن رابط در عین اینکه بسیط است دو وجههای و دو حیثی است، در کمال بساطتش دو حیثی است، که قدما میآمدند حرکت را ]در نظر میگرفتند، [منتها دنبال یک حرکت دائم میگشتند چون رابط باید یک حرکت دائم باشد و آن حرکت دائم را حرکت وضعی فلک میدانستند، میگفتند حرکت وضعی فلک است که رابط است. مرحوم آخوند گفت آن رابط، حرکت وضعی نیست حرکت جوهری است، گو اینکه ایشان هم بیشتر دنبال حرکت جوهری فلک میرود ولی به هر حال میگوید آن رابط باید حرکت جوهری باشد.
[١] . البته بحثی است در باب تسلسل كه آيا در مجموع میشود اين قانون را جاری كرد يا نه.