مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٠٥
است و قرار داشتنش در مرتبهاش مستقل از واقعیتش امری است دیگر و زائد بر ذات و واقعیتش که رابطهاش با خودش رابطه امکانی است تا سؤال از علتش بشود. واجبالوجود که واجبالوجود است نه این است که ذاتی است که واجب الوجود است به این معنا که وجوب وجود و امکان وجود و احیانا امتناع وجود برای آن امکان داشته و برای مخلوقات دیگر هم همین طور بوده، آنوقت به او وجوب وجود داده شده است و او را بردهاند در آن مرتبه گذاشتهاند؛ این گونه نیست، بلکه هر موجودی در مرتبه خودش اینکه این مرتبه باشد عین هویت و ذاتش است. فاعل و علتْ هویت او را به او افاضه کرده است که هویت او ضمنا عین مرتبه او از مراتب عالم هم هست[١] ، نه اینکه فاعل دو کار کرده باشد: یکی اینکه فعل خودش و این هویت وجودی را به وجود آورده و دیگر اینکه این را در مرتبهای خاص قرار داده، مثل امور اعتباری در جامعه بشری[٢] .
ولی در عین حال در عالم وجود بعضی از امور هست که به یک معنا تشخصشان و مرتبهشان عین وجودشان نیست، بلکه معلَّل به علت دیگری است. مثلا افراد نوع واحد؛ انسان در مقابل هر نوع دیگری انسان بودنش ذاتی اوست، اما افراد انسان که در انسان بودنشان همه مساوی هستند اینکه این انسان دارای این مشخِّصات باشد و آن انسان دارای مشخصات دیگر، معلَّل به علل خارج از ذات است، ولی این علل خارج از ذات در نهایت امر باید منتهی شود به علتهایی که ذاتی باشد.
ایشان میگوید: همان طور که در مراتب وجود گفته میشود «برخی امور، بودنش در مرتبهاش و تشخصش عین ذاتش است، ولی برخی دیگر تشخصش و بودنش با آن خصوصیات عین ذاتش نیست و معلَّل به علل خارجی است و در نهایت امر منتهی میشود به علت بالذات»، در باب اختصاص اشیاء به وقت خاص هم عینا همین مطلب است. بعد ایشان مطلب را تدریجا به شکلی بیان میکنند که چهره مطلب عوض میشود.
[١] . در عدل الهی اين مسأله را مفصل بحث كردهايم.
[٢] . مثلا سربازها كه يكی را میگذارند در آن پست و ديگری را در اين پست، اين پستها غير از هويت ووجودشان است.