مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٠٦
حاشیه علامه طباطبایی
البته در اینجا آقای طباطبایی حاشیه خوبی دارند که در آن اشاره میکنند به مطلبی که مبنای خود مرحوم آخوند هم هست[١] . مطلب این است: در واقع اگر ما در باب مراتب وجود میگوییم «در بعضی از امور، مرتبه، ذاتی اشیاء نیست» با احتساب ماهیت است که این حرف را میزنیم؛ یعنی اگر ما بخواهیم به حساب ماهیت قضاوت کنیم این حرف را میزنیم، ولی اگر بخواهیم به حساب وجود بحث کنیم ـ با توجه به اینکه تشخص عین وجود است ـ حتی در افراد نوع واحد و در مراتب عَرْضی وجود هم باید گفت مرتبهشان ذاتی آنهاست. بنابراین آنچه ما در مراتب طولی وجود میگوییم، در مراتب عرضی هم عین آن مطلب را میتوانیم بگوییم.
این مطلب البته مطلب درستی است و خود مرحوم آخوند هم آن را قبول دارد.
بازگشت به اصل بحث و نظریه آخوند
بعد دوباره مرحوم آخوند وارد بحث خودشان در باب اختصاص اشیاء به وقت جزئی میشوند. بیان اول این بود که اختصاص اشیاء به وقت جزئی در بعضی از امورْ ذاتی است و در بعضی از امور ذاتی نیست و گفته شد آن چیزی که اختصاصش به وقت خودش ذاتی آن است زمان است و آنچه که اختصاصش به وقت خودش ذاتی نیست امور زمانی است.
بعد میگویند: بله آن چیزی که اختصاصش به وقت خودش ذاتی آن است زمان است عند القوم و طبیعت جوهری است عندنا؛ یعنی آن حقیقتی که در عالمْ تقدم و تأخر ذاتی آن است و مراتبْ ذاتی آن است، زمان است در نزد قوم (که[٢] زمان هم مقدار حرکت است در نزد آنها و آنها به حرکت به عنوان یک امر مستقل از اشیاء نظر کردهاند نه به عنوان نحوه وجود اشیاء[٣] ) ولی در نزد ما آن حقیقت متغیر بالذات و تقدم و متأخر بالذات که تقدم و تأخرِ مراتبش و اختصاصش به وقت معین ذاتی آن
[١] . آخوند بيشتر در مباحث ماهيت به اين مطلب اشاره كرده است.
[٢] . اين جهت را من برای تفهيم اضافه میكنم.
[٣] . قبلا گفتيم كه حركت امری نسبی است و معلوم شد كه نمیتوانيم حركت را پديدهای مستقل از اشياءدر نظر بگيريم تا بعد برای آن حساب علیحدهای قائل شويم و بگوييم حركتْ رابط ميان حادث وقديم است.