مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٧٣
میگفتند باید سکونی متخلل بشود[١] .
ادله قائلین به عدم تخلل سکون
در مقابل، بعضی اقامه دلیل کردهاند بر اینکه در اینجا سکونی متخلل نمیشود. اینها گفتهاند: وقتی که جسمی با قوه قسریه[٢] به طرف بالا میرود (مثل سنگی که به طرف بالا پرتاب میکنیم) و از طرف دیگر طبیعت[٣] این جسم آن را به طرف پایین میکشد، سه حالت بیشتر وجود ندارد: در وقتی که نیروی قاسر از نیروی طبیعت بیشتر است این جسم به طرف بالا میرود. در وقتی که نیروی طبیعت بر نیروی قاسر غلبه داشته باشد این جسم به طرف پایین برمیگردد. ناچار اگر توقفی باشد به معنای این است که نیروی طبیعت و نیروی قاسر مساویاند؛ یعنی توقف دلیلی ندارد جز اینکه دو نیرو متعادل و متساوی باشند، پس اگر یک لحظه سکون باشد، برای توجیه این سکون چارهای نداریم جز اینکه بگوییم در آن لحظه نیروی قاسر و نیروی طبیعت در حال تعادل قرار دارند.
حال میخواهیم ببینیم آیا این مطلب که یک لحظه حالت تعادل باشد و بعد تعادل به سود قوه طبیعی به هم بخورد و این جسم به طرف پایین برگردد، قابل توجیه است؟ میگویند: این قوه غریبه که قاسر به شئ داده است آیا در آن نقطه بالا آنآ ما معدوم میشود؟ نه، این گونه نیست؛ چون قوه قاسر یا لذاته معدوم میشود یا قوهای دیگر آن را معدوم میکند. اگر امری باشد که خود به خود معدوم میشود پس از همان اول که ایجاد شده باید معدوم شود، در حالی که مقاومت دارد و مدتی با طبیعت گلاویز است و این سنگ را به بالا میبرد و بعد مغلوب طبیعت میشود. پس این گونه نیست که انعدام این قوه در آن نقطه بالا بذاته و لذاته باشد.
ممکن است شما بگویید «انعدام این قوه به واسطه معاوقهاست» (معاوق یعنی هوا). توضیح این که: اگر] جسم مقسور[ در خلأ حرکت کند ممکن است بگوییم ]قوه غریبه [هیچ وقت معدوم نمی شود. بوعلی هم گفته «اگر سنگی را در هوا رها
[١] . چهار برهان از قدما و يك برهان از بوعلی.
[٢] . به اصطلاح: قوه غريبه. اين مسأله كه «در حركت قسری چه چيزی محرك است؟» در فصول آيندهمفصل گفته خواهد شد.
[٣] . يعنی قوه ثقل (قدما قوه ثقل را طبيعت شیء میدانستند) يا قوه جاذبه زمين.