مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤١٣
وحدت اعتباری، از نظر عرف مانعی ندارد که حتی همه اجزاء عوض شوند؛ مثلا ما میگوییم «شهر قم هزار و دویست سال است که وجود دارد» و حال آنکه در این شهر (یعنی در مجموع ساختمانها و کوچهها و خیابانها) یک کهنه دیوار هم نمیتوانید پیدا کنید که از هزار و دویست سال پیش وجود داشته باشد. این عرف است که این را یکی میبیند، نه اینکه واقعا یک واحد شخصی ادامه داشته باشد. همین طور وقتی در کنار قم خانه ساخته میشود میگوییم «قم بزرگ شد» کأنه شیء واحدی است که بزرگ شده، و حال آنکه شیء واحد بزرگ نمیشود. قم یک واحد اعتباری است. بنابراین مثال «خانه» هیچ ربطی به باب حرکت ندارد.
اما در مثال بدن «حیوان» وحدت، واقعی است ولی ملاک وحدت بدن وحدت نفس است؛ یعنی در اینجا اگر میگوییم «این بدن، واحد است» مقصود این است که این بدن، بدن موجود واحدی است به نام حیوان و این حیوان دارای نفس است و نفس حیوان از یک طرف تحلل و از طرف دیگر تبدل پیدا نمیکند، بلکه این، بدن است که متحلل میشود. اگر ما بدن یک انسان هشتاد ساله را میگوییم «همان بدن هفتاد سال پیش است» به اعتبار نفس اوست؛ چون نفس است که به آن وحدت داده است، نه اینکه وحدت به اعتبار این تبادلها حفظ شده باشد.
بعد مرحوم آخوند در تأیید حرف خودش در اشکال به این جواب[١] ، حرفی هم از بهمنیار نقل میکند.
[١] . [يعنی جوابی كه از برخی نقل شد.]