مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٦٧
سنخ ماهیات نیست. شیخ اشراق که حرکت را از سنخ ماهیات و یک مقوله میداند میتواند چنین حرفهایی بزند اما شما نه.
جواب مناقشه
این مناقشه هم نظیر مناقشهای است که آقای طباطبایی کردند. جواب این است : حرف شما درست است ولی همه جا نباید مته به خشخاش گذاشت. وقتی ما بحث از تضاد حرکات میکنیم، این تضادْ در واقع به تبع تضاد آن مقولهای است که حرکت در آن واقع میشود. ثانیا لزومی ندارد که هرگاه میگوییم «تضاد» مقصودمان همان تضاد مصطلح باشد.
پس این طور مناقشهها، از نوع مته به خشخاش گذاشتن است؛ یعنی با اصل مقصود این آقایان منافات ندارد.
آیا حرکت باید فقط یک غایت داشته باشد؟
مطلب دیگر[١] این که: آیا ضرورت دارد که حرکت ]فقط[ یک غایت (به معنی ما ینتهی الیه الحرکة) داشته باشد، یا ممکن است حرکتی هیچ غایتی (به یک معنا یعنی غایتی که فقط آن، غایت باشد) نداشته باشد بلکه هر مرتبهاش غایت مرتبه دیگر باشد؟
این مسأله در حرکتهای غیر اشتدادی مثل حرکتهای وضعی و حرکتهای أینی مستدیره مطرح است و حتی در حرکتهای اشتدادی هم مطرح است. در اصطلاح امروز به حرکت اشتدادی «تکامل» میگویند. در مورد «تکامل» سؤال این گونه مطرح میشود: آیا امکان دارد حرکت اشتدادی همیشه به سوی کمال باشد به این معنا که کمالی بعد از کمالی و کمالی بعد از کمالی باشد و هر مرتبهای از کمالْ غایت مرتبه قبل باشد و خودش در مرتبه بعد غایت داشته باشد، یا اینکه هر حرکتی باید به کمالی که نهایت واقعی حرکت است منتهی شود؟ این مسأله، مسأله خیلی مهمی است. امروزیها اساسا نمیخواهند در باب حرکت قائل به غایت شوند و حرکتهای
[١] . اين مطلب را قبلا طرح كردهام و بعدا هم انشاءالله مطرح میكنم. جای طرح اين مطلب اينجا نيستولی چون يكی از آقايان سؤال كردند، اشارهای میكنم.