مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٩٨
اما اگر بگوییم «مکان» غیر از خود اجسام چیز دیگری نیست و مکان من عبارت است از آنچه که از هوا و زمین بر من احاطه دارد، دیگر نسبت حرکت زمین به من، و نسبت حرکت سفینه به جالس سفینه، مجازی میشود.
اینجا مرحوم آخوند میگوید: مثال «ماهی در آب» بر فرضی صحیح است که ما قبول کنیم «مکان» عبارت است از محیطی که بر خود جسم احاطه پیدا کرده است، ولی اگر بگوییم «مکان هر جسمی عبارت است از قسمتی از فضا که آن را اشغال کرده» حرکت آب هیچ تأثیری ندارد در اینکه ما این ماهی را ساکن بدانیم یا ندانیم.
جواب از مثال سوم
و اما در مثال سوم گفتند: در «آن» حرکت نیست و چون در «آن» حرکت نیست سکون هم نیست. جواب این است که سکونی که نقطه مقابل حرکت است عدم همان حرکت است؛ یعنی نقطه مقابل «حرکتِ فی الآن» که اسمش «سکون» است، «عدم الحرکة فی الآن» است که «فی الآن» قید حرکت است نه قید عدم. مثالی برایتان عرض کنم. در «عدم قیام زید یومَ الجمعة» ممکن است «یوم الجمعة» قید نفی باشد و ممکن است قید منفی باشد؛ یعنی ممکن است «یوم الجمعة» به «قیام» بخورد و «عدم» قیدی نداشته باشد و ممکن است «یوم الجمعة» به «عدم» بخورد به این معنا که «عدم القیام» در یوم الجمعه باشد. و همچنین ممکن است دو قید ذکر شود که یکی به «قیام» بخورد و دیگری به «عدم»؛ مثلا میگوییم «عدم قیام یومِ الجمعة یومَ الجمعة».
حال میخواهیم ببینیم نقطه مقابل «الحرکة فی الآن»، آیا «السکون فی الآن» است که «فی الآن» قید «سکون» است، یا «عدم الحرکة فی الآن» است که «فی الآن» قید حرکت است؟ دومی صحیح است؛ چون «سکون» جز «عدم الحرکة» چیز دیگری نیست و در خودِ «سکون» دیگر قیدی نیست.
حال میگوییم: شما گفتید «چون حرکت در «آن» صادق نیست سکون در «آن» هم صادق نیست»، در جواب میگوییم: وقتی حرکت در «آن» صادق نیست لازم نیست سکون در «آن» صادق باشد بلکه فقط عدم حرکت در «آن» باید صادق باشد.