مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٨٣
قسم سوم
شیخ فرموده: قسم سوم[١] از اموری که در حیطه زمانند اموری هستند که اولا آنی نیستند و ثانیا زمانی علی وجه الانطباق نیستند. این امور تمام وجودشان در زمان است نه در «آن»، ولی در عین اینکه به تمام وجود در زمانند زمانی علی وجه الانطباق نیستند؛ یعنی وجود متدرّج ندارند بلکه وجود دفعی دارند. وقتی وجودْ دفعی شد، قهرا این شیء زمانی، کمیت و امتداد ندارد، و چون امتداد ندارد بر زمان انطباق ندارد. (گفتیم که انطباق یعنی در مقابل هر جزئی از این شیء جزئی از زمان قرار بگیرد.)
اینکه در اینجا میگوییم «امتداد ندارد» یعنی قابلیت برای اعتبار جزء ندارد[٢] ، امری بسیط است که برای آن کمیت و امتداد نمیتوان اعتبار کرد. ولی در عین حال این بسیط غیرممتد در امر ممتدی به نام زمان وجود دارد؛ به این معنا که این بتمامه در همه زمان وجود دارد، نه اینکه یک جزئش در ابتدای زمان، جزء دیگرش در وسط زمان و جزء دیگرش در آخر زمان وجود دارد. این بتمامه در جزء اول زمان وجود دارد، بتمامه در جزء دوم زمان هم وجود دارد و هرچه که برای زمان جزء اعتبار کنیم این بتمامه در آن جزء وجود دارد. یک شیء است که در زمان میغلتد و سیلان دارد؛ مثل نقطهای است که در زمان سیلان دارد. مقصودمان از نقطه امر بسیط است. این امر بسیط سیال، به تمام وجودش در جزء اول زمان وجود دارد، بعد میآید در جزء دوم، بعد در جزء سوم و... و تدریجا تمام این زمان را طی میکند.
پس این اشیاء دفعیالوجودند و در عین اینکه دفعیالوجودند زمانیالوجودند نه آنیالوجود. فرق است میان اینکه شیء آنیالوجود باشد یعنی زمانیالوجود نباشد، و اینکه شیء دفعیالوجود و زمانیالوجود باشد و آنیالوجود نباشد.
خلاصه مطالب شیخ
پس خلاصه حرف شیخ این است: بعضی اشیاء آنیالوجود و الحصولاند، یعنی ظرف حصولشان نقطه فرضی از زمان است. این قسم خودش بر دو قسم است :
[١] . اين همان قسمی است كه مورد ايراد و اعتراض فخر رازی واقع شده و احتياج به بحث و دقت دارد.
[٢] . در امور تدريجی علی وجه الانطباق هم، جزء بالفعل وجود ندارد، ولی آنجا قابليت برای اعتباراجزاء دارد.