مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٤٤
علت است.
نظریه سوم: شیء چون ممکنالوجود است نیازمند به علت است.
نظریه چهارم: شیء به دلیل اینکه نحوه وجودش وجود تعلقی است نیازمند به علت است[١] .
دو نکته
در اینجا دو نکته را باید یادآوری کنیم. اولا این مسأله که «مناط احتیاج به علت چیست؟» از مسائلی است که منحصرا در فلسفه اسلامی مطرح شده و در فلسفه یونانی مطرح نبوده است و در فلسفه اسلامی هم به دنبال مشاجرات متکلمین با فلاسفه مطرح شده و مسأله خیلی مفیدی هم هست. این مسأله در فلسفه اروپایی هم اصلا مطرح نشده است. مطرح نشدن این مسأله سبب اشتباهات بسیار زیادی میشود و خیلی از انحرافاتی که موجب مادیت شده به این جهت بوده که این مسأله حل نشده است. ما این مسأله را مکررا گفتهایم و دیگر تکرار نمیکنیم.
مسأله دیگری که باید عرض کنیم این است: از جمله بینظمیهایی که در کار مرحوم آخوند است این است که لازمه مبانی ایشان (یعنی مسأله اصالت وجود، و نیز آنچه در باب جعل میگوید که جعل به وجود تعلق میگیرد، و نیز تحقیقی که در باب علیت کرده است که هر معلولی تعلق و رابطه محض با علت است) این است که در باب مناط احتیاج به علت حرفی بزند غیر از حرفی که همه فلاسفه و متکلمین گفتهاند و آن همان حرفی است که ما الان به آن اشاره کردیم، ولی ایشان در جاهایی که این مسأله را عنوان کرده و در مورد آن مفصلا بحث کرده، با کمال تعجب آنچه را که مطابق مبنای خودش است نگفته؛ و لهذا افرادی مثل حاجی که به مبنای مرحوم آخوند و آنچه در لابلای حرفهایش در جاهای دیگر گفته توجه نکردهاند، خیال کردهاند مبنای مرحوم آخوند با مبنای دیگران در باب مناط احتیاج به علت یکی است[٢] . اما اولا مبانی مرحوم آخوند اقتضا میکند که ایشان حرفی بزند غیر از
حرفهای دیگران. ثانیا در جاهای دیگر که جای طرح این مسأله نبوده گاهی در
[١] . ما در اصول فلسفه برای اولين بار اين طور تقسيم كردهايم.
[٢] . حاجی در منظومه بر اساس مبانی قدما نظر داده و رد شده.