مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨١
حال شیخ هم قائل نیست که ]جوهر ذهنی[ الآن در نفس وجود لا فیالموضوع دارد. بله، ممکن است شما (مرحوم آخوند) حرف دیگری بزنید، همان حرفی که حاجی و دیگران گفتهاند که اساسآ علم از مقوله کیف نیست، آن حرفی که شما در باب اتحاد عاقل و معقول میگویید و اصلا قائل نیستید که وجود تعقلات وجود کیفی باشد، بلکه میگویید وجود اینها وجود جوهری است و نفس است که به جوهر خودش تکامل پیدا میکند. ولی این، حرفی است که شما میگویید و نقض بر شیخ نمیشود. یک وقت شما میخواهید بر شیخ روی مبنای او نقض کنید. روی مبنای شیخ و حتی مبنای شما در باب وجود ذهنی[١] و به عبارت دیگر بنا بر آنچه که خود شما در باب وجود ذهنی ولو مماشاتآ گفتهاید و بنا بر آنچه که شیخ گفته است این نقض بر شیخ وارد نیست، اما این که بنا بر مسلک دیگر این نقض وارد است، بدیهی است که شیخ به آن مسلک قائل نبوده، شیخ اصلا به اتحاد عاقل و معقول قائل نیست. پس این ایراد شما چه ایرادی است؟!
سخن شیخ درباره طبیعی بودن اوضاع فلک و نقض مرحوم آخوند
بعد شیخ مطلب دیگری گفته است که فلک در حرکت خودش دائمآ از وضعی به وضعی خارج میشود، چون آنآ فآنآ تغییر وضع میدهد. تمام این وضعها و أینها[٢] برای فلک طبیعی است. فرض کنید یک وضع فلک این است که در حالی است که خورشید در نصف النهار سمنان قرار گرفته است. حالت دیگرش این است که در نصف النهار قم قرار میگیرد، حالت دیگرش این است که در نصف النهار قزوین قرار
[١]چيزی است كه به حيثی است كه اگر آهنی را نزديك آن ببرند جذب میكند؛ نظير آن مطلبی كهاصوليين در باب مشتقهايی كه از قبيل ملكات هستند میگويند. وقتی ما میگوييم اين شخص «بنّا»است، معنايش اين نيست كه الآن بانی بالفعل است و زياد هم بانی بالفعل است، بلكه بنّا يعنی كسی كهدر او حيثيتی است (اين حيثيت همان ملكه است) كه به موجب آن اگر بخواهد، میتواند عمل بنّايی راانجام دهد.
. مبنايی كه حاجی به آن ايراد گرفته ولی همه به حاجی ايراد گرفتهاند كه بنای مرحوم آخوند در آنجابر مماشات بوده (و راست است) چون آنقدر ضد آن حرف زده كه معلوم است آنجا مماشاتآ گفتهاست.
[٢] . گو اينكه تعبير «أينها» به قول حاجی درست نيست چون اينجا يك أين بيشتر نيست. خود شيخ هم قائل است كه در باب فلك حركت أينی نيست، حركت وضعی است.