مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٣٧
مقارن او باشد، اعم از اینکه آن علتِ مقارن، حدوثش حدوث عارضی باشد یا حدوث ذاتی؛ اگر هم حدوث علت حدوث ذاتی باشد لازم میآید دارای مراتب باشد که این مرتبه داشتن ذاتی اوست، و قهرا ما میگوییم علت وجود این حادث (معلول) در این «آن» این مرتبه از مراتب آن حادثی است که حدوثش ذاتی است. بنابراین از این جهت هم اشکالی بر مطلب وارد نیست.
اشکالهای آخوند به بیان قدما در ربط حادث به قدیم
این خلاصه تقریر ایشان بود برای بیان قدما، که البته تقریر درستی هم هست. ایشان تا اینجا ایرادی نمیگیرند و ایرادهای دیگران را نقل میکنند و جواب میدهند و این جوابها را کافی میدانند و کافی هم هست، ولی بعد خودشان یک سلسله ایرادهای دیگری بر این مطلب میگیرند که تابعین ایشان به این ایرادها ایراد گرفتهاند.
اشکال اول
یکی از ایرادهایی که ایشان میگیرند این است که میگویند: حرکت در واقع یک امر نسبی و یک مفهوم انتزاعی است و چیزی که نسبی و انتزاعی باشد نمیتواند رابط میان حادث و قدیم باشد؛ چون آن رابط چیزی است که معلولِ قدیم است و علتِ حادث، یعنی باید در نظام علت و معلولی واقع شده باشد و یک امر نسبی چنین صلاحیتی را ندارد.
مقصود آخوند از نسبی بودن حرکت
حالا ببینیم بیان مطلب ایشان راجع به اینکه حرکت امر نسبی است، چیست. ایشان اینجا توضیحی ندادهاند و در چندین جای اسفار همین مطلب را تکرار کردهاند و چه بسا با بعضی حرفهای دیگر ایشان هم تا حدی ناسازگار باشد؛ حالا من بیان مطلب ایشان را عرض میکنم.
مقصود ایشان در اینجا این است که حرکت از معقولات ثانیه فلسفی است؛ یعنی مثل خود «حدوث» یک مفهوم انتزاعی است. اگر از شما بپرسند آیا جمله «قیام زید حادث است» درست است یا نه؟ میگویید بله؛ زید قاعد بود بعد قائم شد پس قیام زید حادث است. اگر بپرسند آیا قیام زید که حادث است علت میخواهد