مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٩٠
حرکت به طبعی و قسری، یا طبیعی و ارادی. البته مسائل استطرادی هم داشتیم که این مسائل بالذات مربوط به مباحث حرکت نبود، ولی به تناسب در اینجا ذکر شده بود.
چرا حرکت به موضوع نیاز دارد؟
در میان این مسائل بحثی راجع به موضوع حرکت است که ما وعده داده بودیم در مورد آن بحث کنیم؛ چون بحث «ربط متغیر به ثابت» که از نظر مرحوم آخوند، در باب حرکت جوهریه یکی از پایههای اساسی است، به این بحث مربوط میشود. در واقع ما این بحث را مطرح میکنیم بلکه ناتمامیای که در باب ربط متغیر به ثابت بود، تتمیم کنیم[١] .
این آقایان معتقدند از جمله چیزهایی که حرکت به آن نیاز دارد موضوع است و حتی در باب حرکت جوهری هم در جستجوی موضوع حرکت بودهاند. اینجا این سؤال مطرح میشود که: چرا حرکت نیازمند به موضوع است؟ آیا حرکت از آن جهت که عرض است و هر عرضی نیازمند به موضوع است، احتیاج به موضوع دارد؟ آقایان این مطلب را قبول ندارند که حرکت مطلقا عرض باشد؛ چون حرکت را داخل در هیچ مقولهای نمیدانند و به همین دلیل است که حرکت میتواند در مقولات مختلف وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر: آقایان حرکت را از سنخ وجود میدانند، نه از سنخ ماهیت. حرکت، در اعراض عرض است و در جوهر، جوهر.
قبلا گفتیم که شیخ اشراق حرکت را عرض و مقوله مستقل میداند. یک دلیل بر اینکه حرکت عرض نیست این است که در مقولات مختلف وجود دارد. اگر خود حرکت یک مقوله مستقل بود امکان نداشت که در مقولات مختلف وجود داشته باشد؛ هم حرکت در کیف داشته باشیم، هم حرکت در کمّ، هم حرکت در أین، و هم حرکت در وضع، گرچه فرضا قائل به حرکت در جوهر نباشیم. این نشان میدهد که حرکت، خودش ماهیتی از ماهیات نیست، بلکه یا به قول مرحوم آخوند و امثال ایشان چیزی است از سنخ وجود، و یا باید آن را چیزی بدانیم از نوع معقولات ثانیه فلسفی مثل حدوث و قدم که دو مفهوم انتزاعی از نحوههای وجودند. خلاصه،
[١] . از اين بحث كه فارغ شديم میپردازيم به بحثهای مربوط به فاعل و زمان.