مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٣٧
چیزی نیست و یک امر وجودی نیست که عارض بر جسم شده باشد تا بتوانیم بگوییم نقطه به تبع جسم منقسم است.
برویم سراغ اضافه. میفرماید: اضافه در جسم حلول ندارد. هر عارضی را اگر میگوییم «وجودش در موضوع است» به این معنا نیست که ـ به قول حاجی ـ حلول سریانی دارد. این آقایان میگویند حلول، یا سریانی است یا طریانی. حلول طریانی یعنی فقط عروض بر جسم، بدون ساری بودن در ابعاد جسم؛ یعنی قائم بودن به جسم، بدون ساری بودن در جسم. اما حلول سریانی در جایی است که حالّ، سریان در جسم دارد. وقتی میگوییم «زید پسر عمرو است» به این معنا نیست که «پسری» در زید حلول دارد و مثلا مانند «سفیدی»[١] از سر تا قدم او امتداد و سریان دارد به
گونهای که اگر زید بزرگ باشد پسریاش هم بزرگ است و اگر کوچک باشد پسریاش کوچک است؛ اگر این طور باشد پسری که دو متر قد دارد از پسری که یک متر و نیم قد دارد پسرتر است[٢] .
بله، بعضی از اضافات سریانیاند. مثلا محاذات جسمی با جسم دیگر اضافهای است که اولا و بالذات عارض جسم بما أنه جسم میشود؛ یعنی وقتی دو جسم در مقابل یکدیگر قرار میگیرند میگوییم اینها محاذی یکدیگرند. در اینجا انقسام هست. مثلا دو انسان که روبروی یکدیگر ایستاده باشند میگوییم: این انسان محاذی آن انسان است. اما ابعاضشان هم حکم علیحده دارند؛ مثلا میگوییم : طرف راست این، محاذی طرف چپ اوست و طرف چپ این، محاذی طرف راست اوست.
اما بنوّت عارض جسم بما أنه جسم نمیشود، بلکه منتزع است از رابطهای که میان پدر و پسر است و آن رابطه این است که حد نطفه این پدر منشأ وجود این پسر
[١] . اگر يك جسم كوچكِ سفيد داشته باشيم و يك جسم بزرگِ سفيد، قهرا سفيدی جسم بزرگ بيشتراست از سفيدی جسم كوچك.
[٢] . میگويند شهيد اول كه هيكل كوچكی داشت در مجلس قاضی اهل سنت، ابن جماعه، كه هيكلبزرگی داشت نشسته بود. يك صحبت علمی پيش آمد و شهيد به حرف ابن جماعه ايرادی گرفت. ابنجماعه برای اينكه شهيد را تحقير كند گفت: اين صدای چيست كه از پشت اين دوات میآيد؟ شهيددر جواب گفت: ابن الواحد* از اين بزرگتر نمیشود. میگويند همين باعث شد كه ابن جماعه كينهشهيد را در دل گرفت و سبب شهادتش شد. * [در مقابل ابن جماعه.]