مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٢
میگیرد. کدام یک از این وضعهای مختلف برایش طبیعی است کدام یک غیر طبیعی و به منزله قسری؟ چون از وضعی به وضع دیگر خارج میشود، شیخ میگوید تمام اینها وضع طبیعی است. مرحوم آخوند اینجا میگوید امکان ندارد که وضعهای مختلف برای یک طبیعت ثابت لایتغیر همه طبیعی باشد مگر اینکه خود طبیعت متغیر باشد که طبیعت در هر مرتبهای از خودش یک وضع داشته باشد و آن وضع برایش طبیعی باشد و الّا وضعهای مختلف برای طبیعت ثابت امکان ندارد همه طبیعی باشد؛ باید یکی را طبیعی بگیریم باقی را غیر طبیعی، و آن هم ترجیح بلامرجّح است. هیچ یک از این اوضاع ترجیحی ندارد که بگوییم اگر تمام فلک و ستارگان و فلک البروج این وضع خاص را نسبت به زمین یا نسبت به خودشان[١] داشته باشند طبیعی است. هیچ یک از این وضعها را نمیتوانیم طبیعی بدانیم و بقیه را غیر طبیعی. خود شیخ هم تمام این وضعها را طبیعی میداند. مرحوم آخوند میگوید چطور میشود همه وضعهای مختلف و متعدد، برای یک امر ثابت طبیعی باشد؟ حرف شما آن وقت میتواند درست باشد که خود طبیعت ثابت نباشد، در سیلان باشد که در هر مرتبهای خودش غیر از خودش است و در هر مرتبهای میتواند یک وضع برای او طبیعی باشد.
پس مرحوم آخوند در نقل کلمات شیخ در واقع دنبال حرفهای خودش میرود و از این بحث که غایات برای زمان تدریجیالوجود است، فعلا باز میماند.
شیخ در ادامه، تعبیراتی دارد که چون معلوم است مقصودش اینها نیست حاجی در حاشیه اینها را توجیه و تأویل میکند. ابتدا حرفی را میزند ولی سایر حرفهایش مطلب را روشن میکند. حرفی میزند غیر از آنچه که مرحوم آخوند میخواهند از این حرف استنباط کنند و غیر آنچه که ما گفتیم و غیر آنچه که عنوان این مطلب است. میگوید غرضِ در حرکت، خود طبیعت نوعی حرکت نیست بلکه غرض از هر مرتبهای از حرکت یک مرتبه دیگر از حرکت است[٢] .
[١] . چون وضع افلاك نسبت به يكديگر تغيير میكند.
[٢] . [استاد اين جمله را ابتدا به مناسبت جمله «الغرض فیالحركة...» در متن اسفار میفرمايند و شرحیبحث میكنند، اما در ادامه متن خوانی وقتی به عبارت «غايةالطبيعة الجزئية شخص جزئی كالشخص